كه چون پيغمبر ملاحظه فرمود كه مردم به راه نميآيند چنان فهميد كه نقصى در خود آن حضرت است و از سوى مردم كمبودى نيست از اين روى بر رياضت و مجاهده و فناى در مشاهدات خود افزود كه شايد كمبودى مرتفع شود و سخنش در مردم بگيرد ، و آنها بپذيرند از اينروى به آن حضرت به اين جمله ها خطاب شد كه تو پاكى از پليدى كمى اثر سخن ، و سلامتى از هر نقص و ناتوانى در انجام مأموريّت و نيز احاطه و چيركى به تمام مراتب علم خاصيّت ذات تو است كه كتاب مبين است و نماينده ى حقايق معانى و اسماء و صفات حقّ ، پس تو خود را برنج مدار و نابود مكن كه خوددارى آنها از ايمان يا از نقص در عقل آنها است يا هوى و هوس است كه جلوگير آنها است .
حسينى : چون كافران قرآن را نميپذيرفتند اين بر خاطر مبارك پيغمبر گران آمد اين سوره براى تسليت آن حضرت نازل شد .
روح البيان :
تو را مهر حقّ بس ز جمله جهان
برو از نقوش سوى ساده باش
بهار و خزان را همه در گذر
چو سرو سهى دائم آزاده باش
[ « أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ » 4 ابو الفتوح : گفته شده حقّ كلام آنست كه « خاضعة » بود زيرا خبر از اعناق است و اين بدانجهت است كه وصف عقلا است لذا جمع ذوى العقول آورد چنان كه عقلا را گويند و نظير آن « وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ » گفت ، و نگفت « ساجدة » يا اينكه مراد اصحاب الأعناق است و حذف شده ] .
« وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » 9 فخر : مقصود اين است كه خداى تو با اينكه بر هر كار چيره و توانا است و ميتواند اين كافران را با اين خوشيها كه به آنها داده و انواع گياهها كه ياد شد براى آنها آفريده باز هم نافرمان هستند آزارشان كند ولى رحيم است و مهربان . كه خوشى و تندرستى را از آنها باز نگرفته است .
نيشابورى : بعضى آيات در اين سوره مكرّر شده است براى تأكيد و پا بر جا كردن در دلها و يكى از آن همين است كه از « إِنَّ فِي ذلِكَ تا - الرَّحِيمُ » هشت