تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
بجاى آن ميگذارد ، يا معنى چنين است كه ملكه و خوى نافرمانى را به خوبى فرمانبرى عوض مىكند يا اينجور كه خدا توفيق ميدهد تا بر خلاف گذشته رفتار كند يا كفر را به - ايمان عوض مىكند در دنيا و بدكارى را به خوبى در آخرت « 1 » . حافظ گفته است :
اى بى خبر بكوش كه صاحب خبر شوى تا راه دان نباشى كى راهبر شوى
در مكتب حقايق و پيش اديب عشق هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى
هامش
( 1 ) در اينكه چگونه ممكن است سيّئات بحسنات تبديل شود گفتگو بسيار است و اشكال زياد و بيشتر اختلاف و اشكال در اثر اينستكه « سيّئه » را بمعنى معصيت گرفته‌اند و « حسنه » را بمعنى عمل خير و صالح ، و لذا اشكال شده كه چگونه قتل نفس حرام باحياء نفس محترمة تبديل شود يا گناه آن ، به ثواب اين ، و براى رفع اشكال گفته‌اند شايد معنى اين باشد كه گناهان از صحيفهء عمل محو مىشود و بجاى آن ثواب اعمال خير ثبت مىشود . و اين واضح است كه تبديل نيست . بعضى ديگر براى رفع اشكال گفته‌اند كه خداوند ذات پليد او را تبديل بفطرت پاك مىكند كه ديگر منشأ خيرات مىشود پس از آنكه منشأ شرور بود . و اين نيز با ظاهر لفظ منافى است . و پاره ى گفته‌اند ملكهء سيّئه را تبديل بملكهء حسنه كند ، اين هم مانند سابق غير ظاهر لفظ است ، به نظر ميرسد اين بحثها در اثر انحصار كردن « سيئه » به معصيت ، و « حسنه » به عمل صالح است حسنه كند ، اين هم مانند سابق غير ظاهر لفظ است ، و اين انحصار موجب اختلاف شده و اگر معنى « سيّئه » و « حسنه » را تعميم دهيم و « سيّئه » را بمعنى نكبت و نقمت و « حسنه » را بمعنى فراخى و سعه بگيريم اشكال بر طرف مىشود و هر دو در قرآن بمعانى مختلف آمده‌اند ، در سورهء اعراف آيهء 95 ميفرمايد « وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ - الايه » كه ظاهر است از نقمت بسيّئه تعبير شده و از نعمت و فراخى بحسنه ، و همچنين در آيهء 168 همين سوره « وَبَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَالسَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » كه نيز از حسنات سعد عيش و آزادى و رفاه اراده شده و از سيّئات تنگى معيشت و ناامنى و سائر بدبختيها . بنابراين تبديل سيّئات بحسنات تبديل گرفتاريها و ظلمتهاى زندگى است بأمنيت و خوشى و خوشبختى و نور . و در اين صورت ديگر اشكالى به نظر نميرسد . ( مصحّح )