نهاد اصلى خود باشد و نه گردنفرازى كند و نه تكلَّفى كه خود را وادار بر خلاف خوى خود كند ، حسن بصرى گفته است : يعنى با علم و حلم هستند كه اگر كسى با آنها با بيخردى رفتار كند آنها تلافى نميكنند و بكارى دور از خرد دست نميزنند .
« إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً » 63 مجمع : مجاهد گفته : يعنى اگر نادانى با آنها سخنى بگويد كه ناگوارشان باشد در جوابش سلام و درست و استوار سخنى ميگويند نه زشت و دشنامى كه او گفته است ، ديگرى گفته است : يعنى سخنى ميگويند كه سلام و آسودگى از گناه باشد ، قتاده گفته است : يعنى با مردم نادان بنادانى سخن نميگويند بلكه بسلام و آسايش سخن ميگويند .
حسينى نوشته : مراد ترك تعرّض سفها است و اعراض از مجادله و مكالمه ى - ايشان كما قال المحقّق الرّومى :
اگر گويند زرّاقى و سالوس
بگو هستم دو صد چندان و ميرو
و گر از خشم دشنامى دهندت
دعا كن خوشدل و خندان و ميرو
« يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِياماً » 64 طبرى : براى خداى خود نماز ميخوانند بجورى كه گاهى بسجدهاند و گاهى بقيام هستند .
مجمع : زجّاج گفته است : هر كس بشب برسد عرب ميگويد « بات » خواه بخوابد يا نخوابد و معنى جمله اين است : چون بشب رسيدند در نماز سجده و قيام دارند براى ثواب و در جاى سجده به سجده هستند و در جاى قيام ايستاده هستند .
فخر : يعنى شب نماز ميخوانند ، و بعضى گفتهاند : هر كس در شب چيزى از قرآن به نماز بخواند ميتوان گفت : « بات ساجدا و قائما » و بعضى گفتهاند : اين جمله براى آنها است كه دو ركعت بعد از مغرب و چهار ركعت بعد از عشاى آخر نماز بخوانند ولى بهتر اين است كه توصيف آنهائى باشد كه شب را بيشتر آن را در نماز باشند .
أبو الفتوح : ابن عبّاس گفته است : هر كس بشب دو ركعت نماز خواند مشمول مفاد اين آيت است .