« خَلَقَ السَّماواتِ . . . - فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ » 56 ج چهارم ص 164 سوره ى اعراف - آيات 55 - 51 اين مطلب مفصّل بحث شده است .
« فَسْئَلْ بِه خَبِيراً » 55 فخر : در اين جمله چند جور معنى گفتهاند :
1 - كلبى گفته است : يعنى آفرينش زمين و آسمان را از آن بپرس كه خبردار هست و آن خداى تعالى است . 2 - اخفش گفته است : باء بمعنى « عن » است يعنى از آن بپرس كه خبردار است ، 3 - ابن جريج گفته است : يعنى او را بپرس در حالى كه با خبر است ، 4 - به بمعنى سوگند است مثل « وَاتَّقُوا اللَّه الَّذِي تَسائَلُونَ بِه » .
« قالُوا وَمَا الرَّحْمنُ » 60 مجمع : يعنى ما رحمان را نميشناسيم ، زجّاج گفته است : يكى از اسماء خداوندى است كه در كتب گذشتگان بوده است و اعراب نميدانستهاند و انكار كردهاند و اهل لغت رحمان را چنين معنى كردهاند داراى رحمت بينهايت كه بالاتر از آن تصوّر ندارد . و فعلان از بناهاى مبالغه است ، مثل ريّان و عطشان بمعنى زيادى در سيراب بودن و زيادى در تشنگى و مثل خذلان و فرحان بمعنى سختى در خوشى و خوارى .
« أنَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا » 60 مجمع : « تأمر » با تاء به صيغه ى مخاطب و با ياء به صيغه ى غايب نيز خواندهاند .
« جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً » 61 طبرى : معنى بروج قصور است و ابى صالح گفته است : يعنى در آسمان قصرهائى است كه در آنها نگهبان است . مجاهد گفته است : كواكب است . قتاده گفته است : نجوم است و معنى قصر بكلام عرب نزديكتر است از معنى ستاره چون در شعر عرب برج بمعنى ساختمان استعمال شده است مثل اين شعر أخطل :
كأنّه برج رومي يشيّده
بان بجصّ و آجر و احجار
و در قرآن است : « وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ » .
أبو الفتوح : عطاء گفته است : مقصود درهاى آسمان است كه آن را شرج و مجرّه مينامند .