تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
قهر شيرين را بتلخى مىبرد تلخ با شيرين كجا اندر خورد
تلخ و شيرين زين نظر نايد پديد از دريچه ى عاقبت تانند ديد
چشم اوّل ابو الفتوح غرور است و خطاست چشم آخر ابو الفتوح تواند ديد راست
اى بسا شيرين كه چون شكّر بود ليك زهر اندر شكر مضمر بود
آنكه زيرك تر بود بشناسدش چونكه ديد از دورش اندر كشمكش
و آن دگر بشناسدش چون بو كند و آندگر چون بر لب و دندان زند
و اندگر را در گلو پيدا كند و آندگر را در بدن رسوا كند
و اندگر را در حدث سوزش دهد خرج آن از دخل آموزش دهد
واندگر را بعد ايّام و شهور و اندگر را بعد مرگ از قعر گور
ور دهندش مهلت اندر قعر گور لا بدّ آن پيدا شود يوم النّشور
هر نبات و شكّرى را در جهان مهلتى پيدا است از دور زمان
سالها بايد كه تا از آفتاب لعل يابد رنگ رخشانى و تاب
باز ترّه در دو ماه اندر رسد باز تا سالى گل احمد رسد
نكته اى ديگر تو بشنو اى رفيق همچو جان او سخت پيدا و رقيق
در مقامى هست اين هم زهر مار از تصاريف خدائى خوشگوار
در مقامى زهر و در جائى دوا در مقامى كفر در جائى روا
در مقامى خار و در جائى چو گل در مقامى سركه در جائى چو مل
آب در غوره ترش باشد و ليك چون بانگورى رسد شيرين و نيك
باز در خم او شود تلخ و حرام در مقام سركگى نعم الادام
اين چنين باشد تفاوت در امور مرد كامل اين شناسد در ظهور
« وَكانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّه ظَهِيراً » 55 طبرى : يعنى كافر در برابر خدا و بر نافرمانى او پشتيبان شيطان است كه نافرمانى مىكند . و بعضى گفته‌اند : معنى ظهير به پس پشت قرار دادن است و معنى آيه اين است كه كافر بخداى خود پشت كرده است .