تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
ريختن يكى بر ديگرى و « أَمْرٍ مَرِيجٍ » كه در قرآن است بمعنى كار درهم آميخته است و مرج بمعنى مرغزار به همين مناسبت كه چهارپايان در آنجا با يكديگر مخلوط و آميخته ميشوند ، و مقصود از اين آيه نماياندن نعمت است كه آب شيرين دريا را با آب شور آن بهم ميآميزد و جلوگير آنها مىشود كه آميخته شوند براى اينكه آنها كه در آبهاى شور بكشتى هستند از آب محروم نباشند . « عَذْبٌ فُراتٌ » و « مِلْحٌ أُجاجٌ » 53 مجمع : فرات يعنى بسيار مطبوع و خوب و ملح اجاج يعنى بسيار شور . بعضى گفته‌اند : يعنى سرد و گرم ، و قتاده گفته است : اجاج بمعنى تلخ است . « جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً » 53 طبرى : حسن بصرى گفته است : يعنى خشكى را ميان دو آب شور و شيرين فاصله قرار داده است و ابن عبّاس گفته است : يعنى زمين را فاصله ى ميان آن دو قرار داده است . مجاهد گفته است : يعنى جلوگيرى درست كرده است كه كس نمىبيند و آن دو بهم آميخته نميشود ، و ابن جريج گفته است : من درياى شيرين سراغ ندارم مگر رودخانه هاى آب شيرين كه به دريا ميريزند مثل نيل و دجله كه شخصى مطَّلع گفت : دجله كه به دريا ميريزد آميخته به آن نميشود و مانند رشته اى سياه و سفيد در ميانشان هست . فخر : مقصود از آب شور و شيرين درياها است و رودخانه ها و حاجز زمينهاى ميان اينها است . حسينى : بحرين يعنى فارس و روم و اهل معرفت گفته‌اند : مقصود از بحرين خوف و رجا است در دل مؤمن و برزخ عنايت حقّ است كه نگهبان هر دو است و از دل آدمى بدر نميرود كه « لو وزن خوف المؤمن و رجاءه لاعتدلا » . روح البيان : بعضى گفته‌اند : مقصود از بحرين درياى معرفت است و درياى انكار . و درياى معرفت و شيرين درياى صفات است كه بر يك دسته از روح و دل و عقل ميتابد و آنها كه اهل معرفت هستند به اين تابش آماده ى تكامل ميشوند . و درياى انكار و شور درياى ذات است و قديم بىنشان كه عقل و دل و روح به آن
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 390 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )