تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
عقبه هر وقت از سفرى برميگشت سفره اى ميگسترد و بزرگان قبيله ى خود را دعوت مى - كرد ، روزى از سفرى برگشت و چون با پيغمبر زياد همنشين ميشد آنحضرت را هم بسفره ى مرسوم خود دعوت كرد ، چون بر سفره نشستند پيغمبر از خوردن خوددارى كرد و فرمود از خوراكى تو نميخورم تا شهادت بر زبان نيارى و مسلمان نشوى عقبه گفت : « أشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه » . چون ابىّ بن خلف اين را شنيد گفت : تو از دين پدر مادرى خود دست برداشتى و بىدين شدى او گفت : بىدين نشدم ولى مردى بر سفره‌ام نشست و از خوراكى من خوددارى كرد تا گواهى بر يگانگى و پيغمبرى دهم من شرمنده بودم كه از خانه‌ام بيرون رود و غذاى من را نخورد ، براى او شهادت دادم و او غذا خورد . ابىّ گفت من از تو خوشنود نخواهم شد تا بر وى و آب دهن بر روى او بيندازى ، عقبه اين كار را كرد و مرتدّ شد و پيغمبر او را تهديد فرمود كه اگر در بيرون از مكّه با تو رو برو شدم شمشير بر روى سر تو خواهم داشت و روز جنگ بدر كشته شد ، و ابىّ بن خلف در جنگ احد بدست پيمبر كشته شد . ضحّاك گفته است : چون عقبه آب دهان انداخت آن آب برگشت به - صورت خودش و آن را بجورى سوخت كه نشانه ى سوختگى آن تا دم مرگش مانده بود و امام صادق عليه السّلام فرمود براى هر مردى از قريش يك يا دو آيت قرآن نازل شده است كه او را به خوبى يا بدى ياد كرده است و بسوى بهشت يا جهنّم ميراندش و براى هر كسى كه بعد از او باشد همين نتيجه خوب يا بد را دارد و بر آنها تطبيق مىكند . « يقول يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا » أبو الفتوح : يعنى عقبه ميگويد : اى كاش ابىّ بن خلف را بدوستى خود انتخاب نميكردم . مجاهد گفته است : مقصود از « خليل » شيطان است . تفسير حسينى : بعضى گفته‌اند : اين آيه براى دستور بمردم است بدورى از دوستى نااهل و در حديث است : همنشين خوب مثل عطر فروش است كه اگر به تو عطر ندهد از همنشينى با او از بوى عطرش بهره مند ميشوى و دوست بد مثل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 378 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )