عرب كه با ناپسندى برابر شود ميگويد « حجرا » و چون بقيامت ملائكه را ببينند اين جمله را ميگويند : يعنى پناه ميخواهيم يك پناه كاملى از شرّ اين ملائكه .
مجمع : خليل بن احمد گفته است : عرب در هنگام احرام اگر كسى را ميديد كه از او ميترسد ميگفت « حِجْراً مَحْجُوراً » يعنى در اينماه حرام آزار من بر شما حرام است و ممنوع .
امام فخر : معنى اين است كه از خدا ميخواهم به خوبى آن را جلو بگيرد .
« وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً » 23 مجمع : در اين جمله بلاغت عجيبى است و مقصود اين است : آهنگ كارى كرديم كه انتظارش نمىرفت نسبت به آنچه كافران به دنيا كردهاند و كار نيك پنداشتهاند مثل قربانى براى بتها و يارى مظلوم و آن را مانند غبارى كرديم كه در برابر آفتاب از سوراخ افتاده به چشم ميآيد و ديده مىشود .
[ أبو الفتوح : در اين كلام معنى و بلاغت هست و آن آنست كه تشبيه كرد خود را بر طريق توسّع بقادمى يعنى تازه واردى كه تقدّم كند بر آنچه بيند و نپسندد آن را بر هم زند و نابود كند ، فرمود چون عمل ايشانرا نزد ما آورند و موافق خواست ما نباشد ما آن را باطل گردانيم و به كار نگيريم . بمانند آنكه خاك نرم در روز باد سخت گرد هوا شود و ثباتى او را نباشد و حاصلى ] .
« أَحْسَنُ مَقِيلًا » 24 تبيان : يعنى بهترين موقع قائله است و استراحت در نيمروز بهنگام گرمى هوا و اگرچه در بهشت خواب معنى ندارد براى اين گفته شده است كه كمال آسايش و آمادگى فهمانده شود چون بسليقه و ميل اعراب است ، هم - چنان كه در جاى ديگر گفته شده است « لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَعَشِيًّا » كه چون عادت اعراب غذاى صبح و شب بوده است اينجور توصيف شده است و بلخى گفته است كلمه « خير مستقرّا و احسن » اسم تفضيل نيست كه از كار و سود ديگران بهتر باشد بلكه مقصود اين است كه بجاى خود خوب و نيكو است مثل « هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه » يعنى آن بر خدا آسان است نه كه آسانتر از ديگران است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٧٦