دور است خدا از فرزند و شريك كه فرو فرستاد جبرئيل را با قرآن .
تفسير صافى : تبارك از بركت است كه بمعنى خير است و معنى اين است : خيرش بسيار است .
« لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً » 1 بعضى گفتند ضمير « ليكون » راجعست به رسول - خدا ( ص ) و بعضى گفتند راجع است به قرآن .
« فَقَدَّرَه تَقْدِيراً » 2 ابو الفتوح نوشته است : يعنى آنچه آفريده است به اندازه است بحسب حاجت بر وفق مصلحت چنان كه در او هيچ خلل و تفاوت و عيب نيست .
مجمع : تقدير يعنى روشن كردن اندازه ى چيزها براى مردم ، پس معنى جمله اين است كه معيّن كرد بوسيله ى نوشتن ملائكه اندازه ى همه چيز را تا لطفى بر خلق باشد ، و حسن بصرى گفته است : يعنى آفريد هر چيزى را و اندازه ى آن را معيّن كرد از درازى و پهنى و رنگ و زندگى و ديگر صفات .
[ « لا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ - تا آخر » 3 قدرت ندارند بجلب هيچ نفعى براى خود و دفع ضررى از خود ، و آنكه براى خود مالك چيزى نيست چگونه براى دگران تواند باشد « نشورا » نشور : زنده كردن پس از مرگ است و اين تنها خداى تواند و همو شايسته پرستش است و لا غير ] .
« إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراه وَأَعانَه عَلَيْه قَوْمٌ آخَرُونَ » 4 طبرى : يعنى اينها كه محمّد ميآورد يهود يادش ميدهند .
مجمع : يعنى قرآن را محمّد از پيش خود ساخته با كومك اين اشخاص :
عداس مولاى حويطب بن عبد العزّى و يسار غلام العلاء بن الحضرمى و حبر مولى عامر كه اينها خطَّ نوشتن و خواندن ياد داشتند .
فخر : كلبى و مقاتل گفتهاند : اين سخن را نضر بن حارث گفت چون اين سه نفر تورات ميدانستند و اخبارى از آن نقل ميكردند و مسلمان شدند و پيغمبر آنها را سرپرستى ميكرد و او اين سخن را گفت .
« فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَزُوراً » 4 فخر : اين تهمت بزرگ اعراب به اين يك جمله
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 364
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٤