بعد توصيف شدهاند « إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ - » تا آخر « .
« اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ » 62 طبرى : يعنى آنهائى كه مؤدّب هستند و بىاذن تو بيرون نمىروند اگر براى احتياجات خود اذن گرفتند تو به آنها اجازه بده .
« وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ » 62 فخر : اين جمله دو معنى شده است : 1 - چون اجازه گرفتن خوب نيست و بايد بمانند تا آخر و اجازه نگيرند و نروند ولى اگر اجازه گرفتند تو به آنها اجازه بده و براى جبران اين كار بد براىشان استغفار كن ، 2 - يعنى چون آنها مؤدّب هستند و اذن ميگيرند تو بپاداش آنها خود كومك بآينده شان بكن بوسيله ى استغفار و دعا .
« لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً » 63 طبرى : ابن عبّاس گفت :
يعنى گمان نكنيد كه نفرين پيغمبر مانند ديگران است و از آن بپرهيزيد كه اگر نفرين كند ناگزير انجام خواهد شد . مجاهد و قتاده گفتهاند : يعنى پيغمبر را مثل يكدگر آواز نكنيد و نام نبريد بلكه با احترام و فروتنى آواز كنيد .
فخر : ابن عبّاس گفته است يعنى برسم خودتان با آواز بلند و فرياد ، آن حضرت را آواز نكنيد و نام نبريد مثل « إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّه » .
كشف : بعضى گفتهاند : يعنى دعوت پيغمبر را مثل دعوتهاى خود ساده و سبك مشماريد و فورى انجام دهيد .
« قَدْ يَعْلَمُ اللَّه الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً » 63 مجمع : ابن عبّاس گفته است : اين جمله براى تهديد منافقين است كه خطبه ى پيغمبر ( ص ) بروز جمعه بر آنها ناگوار بود و در پناه دوستان خود بدون اجازه بنهانى بيرون ميرفتند .
ابو الفتوح : بعضى گفتهاند : مقصود روز جنگ خندق است كه پيغمبر دستور كندن خندق داد و مسلمين مشغول بودند و منافقين در پناه و پنهان فرار ميكردند .
« فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِه أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ » 63
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٥٦