مىشود و از لابلاى آن باران سرازير مىشود و گاهى چون كوه يخ از آن ميريزد با اينكه طبيعت و نيروى بىاراده شايسته ى چندين تحوّل يكبارگى و باز بجاى آمدن نيست پس اراده و قدرت خدا است كه اين دگرگونى و تغييرها را تدبير مىكند و آنها بفرمانش متغيّر و متبدّل ميشوند .
3 - آيت 45 « وَاللَّه خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ » باز نشانه ى ديگر وحدانيّت حقّ و تسبيح موجودات است كه يك مادّه ى ساده اى كه بيش از يك چهارم سطح زمين را فراگرفته است و در اصل طبيعت ارزشى ندارد و فراوان است معدن و كانون تمام جنبنده ها است و آخرين تحقيقات بشر آن را ثابت كرده است چنان كه در كتاب - هاى كلاس علوم طبيعى هم مينويسند و درس ميدهند كه اوّل موجود زنده و جاندار از كفّ درياها بوده است و كامل شده است تا به انسان رسيده است .
4 - آيت 46 « أَنْزَلْنا آياتٍ مُبَيِّناتٍ » شايد دو مطلب از آن فهميده شود :
اوّل - در دنباله ى اين جمله كه گفته شده است : « وَاللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » به اين مناسبت باشد كه اگر اعتراض شود چگونه اين آيات مبيّنات است و روشن بسيارى هستند آنها را نمىپذيرند و تسليم نيستند ؟ جواب اين است كه سرنوشت و تقدير ازلى بر اختلاف استعداد و فهم اشخاص است و آنكس كه در سرنوشتش هدايت است و فهم ، اين آيات بقدرى روشن است كه او را رهبرى بحقيقت مىكند ، دوّم - اگر اعتراض شود كه چرا اين آيات بوسيله ى محمّد باشد با اينكه مردان هوشيار و مالدار و با نفوذ در عرب هستند كه بواسطه ى اين امتيازات بهتر مىتوانند اختيار مردم را بدست بگيرند ، بجمله ى « يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » جواب داده شده است كه همه كس آمادگى همه كار را ندارند و هدايت و راهيابى كه وسيله ى رهبرى باشد بسرنوشت و مشيّت الهى است كه شامل محمّد ( ص ) شده است و ديگرى را چنين شايستگى نيست .
5 - در آيت 53 « قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ » شايد براى رهبرى به اين مطلب باشد كه انجام وظيفه كارى است وجدانى و مربوط باحساس درونى انسانى نه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٥٨