بخورد .
« أَوْ صَدِيقِكُمْ » 61 كشف : يعنى آنكه در دوستيش راستگو باشد ، بعضى گفتهاند آنكه بدل و زبان با تو يكى باشد و عبد اللَّه بن ادريس از ملكى برميگشت و شكر در آستين داشت اعمش دست در آن كرد و مقدارى از آن برداشت اين قسمت از آيه را خواند « أَوْ صَدِيقِكُمْ » .
حسينى نوشته : فتح موصلى بدر خانه ى دوستى آمد و او حاضر نبود و كيسه اى از جاريه ى او طلبيد و دو درم برداشت و باقى بكنيزك داد آن دوست چون به خانه رسيد و صورت واقعه از جاريه شنيد بشكرانه ى آن انبساط كنيزك را آزاد كرد و بنواخت . و در نگارستان آورده :
شبى گفتم جهان فرسوده اى را
كه بود آسوده در كنج رباطى
ز لذّتها چه خوشتر در جهان ؟ گفت
ميان دوستداران انبساطى
و در عوارف المعارف فرموده كه چون كسى يار خود را گويد « اعطني من مالك » و او جواب گويد « لم تريد » ؟ دوستى را نميشايد بايد كه هر چه دارد در ميان آورد و از استفسار چند و چون بگذرد چه دوست جانى بهتر است از مال فانى و در اين باب گفتهاند :
اى دوست برو بهر چه دارى
يارى بخر و به هيچ مفروش
« لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً » 61 طبرى : قتاده گفت :
بعضى از قبايل عرب رسم داشتند كه تنها غذا نخورند و بسا ميشد كه مردى مدّتى از روز غذا نميخورد تا كسى پيدا شود و با او غذا بخورد و گويا اين رسم در قبيله ى بنى كنانه بوده است ، اين جمله براى آنها نازل شد كه باكى نيست بر شما تنها و يا با جماعت غذا خوردن . عكرمه و ابو صالح گفتند : انصار رسم داشتند كه اگر مهمانى ميرسيد غذا نميخوردند تا آنكه مهمان هم با آنها غذا بخورد اين جمله براى آنها نازل شد .
مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى باكى نيست كه مالدار شما با نادار غذا