تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
كرده‌اند كه از سوى حقّ به او خطاب شده است و گفته شده است : « قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ » ولى از اين استدلال جواب داده‌اند . « فَلَه جَزاءً الْحُسْنى » 88 مجمع : كلمه ى « جزا » با نصب قرائت شده كه مصدر باشد و حال يعنى « له الحسنى جزاء » و برفع هم خوانده شده است . « سَنَقُولُ لَه مِنْ أَمْرِنا يُسْراً » 88 تبيان : يعنى با او بنيكى سخن ميگوئيم . مجمع : به آنچه براى او آسان است دستور ميدهيم و بر كفر دوران گذشته مسئول نميكنيم . « بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ » 90 مجمع : يعنى بآغاز آبادانيها در طرف مشرق . « لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً » 90 طبرى : يعنى سرزمين آنها نه كوه داشت نه درخت ، نه قابل ساختمان بود و آنها يا در آب فرو ميشدند يا زير نقبها ميخزيدند . مجمع : ابو بصير از امام باقر عليه السّلام نقل كرد : يعنى ياد نداشتند خانه بسازند . فخر : معنى ديگر اين جمله اين است كه لباس نداشتند و مانند حيوانات هميشه برهنه بودند . « كَذلِكَ وَقَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْه خُبْراً » 91 فخر : در اين آيه چند معنى است اوّل - او اين گونه كاركرد و از وسائل تعقيب كرد تا رسيد به آن جا كه بايد برسد و آنگاه كه به او اين تسلَّط داديم ميدانستيم تا چه اندازه صلاحيّت دارد . دوّم - اين چنين مقرّر كرده است خداوند حال اين مردم را چنان كه پيغمبرش را بر آن مطلَّع كرده است . سوّم - رفتار ذو القرنين با مردم مشرق زمين همين طور بود كه با مردم مغرب رفتار كرده بود ، و ما هم ميدانستيم كه قضايا اين طور است . مجمع : قول ديگر اين است : بسوى مشرق همان سبب را دنبال كرد كه به طرف مغرب كرده بود ، و در « كذلك » كلام قطع مىشود و دوباره آغاز سخن شده است كه « وَقَدْ أَحَطْنا » يعنى ما به عدد قشون و اسلحه و وسائل كار كه در نزد او بود مطَّلع
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 35 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )