« دكّا » با تنوين نصب قرائت كردهاند .
« وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ » كشف : در معنى اين جمله سه قول است : 1 - ابن عبّاس گفته است : دنباله ى جمله ى جلو است و در معنى اينجورست « حتّى اذا ساوى بين الصّدفين تركنا بعضهم » يعنى رها كرد يأجوج و مأجوج را كه موج ميزدند بعضى در ميان بعضى ديگر ، و زجّاج گفته است : يعنى از تعجّب موج ميزدند و ممكن است كه اين تعجّب براى يأجوج و مأجوج باشد كه چه سدّى در جلوشان ساخته شد يا آنها كه براى ساختن آن آمده بودند تعجّب كردند كه چگونه درست شد ؟ .
2 - يعنى پس از ساختن سدّ يك دسته از آنها را در بيرون از بند رها كرد كه ميان مردم بودند و در آنها موج ميزدند و همان تركها هستند كه چون ذو القرنين از آنها مثل ديگران نميترسيدند تركشان كرد و از اين جهت به ترك كه مشتق از « ترك » است ناميده شدند .
3 - مقصود اين است كه پس از خرابى سدّ گذاشتيم كه آنها بيايند در ميان مردم مخلوط شوند و مثل موج با آنها مصادف شوند . و بعضى گفتهاند : اين جمله متّصل بكلام ذو القرنين است ، يعنى او گفت : اكنون كه اين بند را بستم آنها را آنجا رها كردم كه خود در ميان خود موج زنند و راه به جائى نداشته باشند . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم استاد شعرانى اعلى اللَّه مقامه فرموده : نام مأجوج در تورات و انجيل نيز آمده است و آنها چنان كه تورات گويد از فرزندان يافث ابن نوحند ، و از كتاب حزقيل باب 38 و 39 معلوم مىگردد كه فساد و فتنه بسيار مىكردند و حضرت حزقيل بر آنها نبوّت كرده ، و در مكاشفات يوحنا خبر ميدهد در آخر الزّمان بار ديگر بر زمين مستولى شوند و فساد كنند ، و مورّخان نصارى گويند اين طائفه « سيت » ها هستند كه در نواحى شمال آنسوى آسياى صغير و يونان ميزيستند ، و بعضى گويند : « سقلابيان » هم از آنانند كه امروز « اسلاو » ميگويند ، و در قرن هفتم پيش از ميلاد بر جنوب تاختند و « آشور » و « ليدى » را گرفتند و فساد بسيار كردند و تا مصر رفتند و كسى نتوانست آنها را از پيشروى باز دارد .
و قومى وحشى بودند ، از گوشت و شير اسب تغذيه ميكردند ، و خداى جنگ را در صورت حربه ميپرستيدند ، و اگر يكى از رؤساى آنها ميمرد ، زن و بستگان او را با او مىكشتند و دفن مىكردند . و بعضى گويند ناحيهء ميان بحر خزر و بحر سياه مسكن اين قوم بود ، و بعضى مانند امام رازى معتقدند كه يأجوج و مأجوج از نژاد زرد بودند از جنس مغولان .
بارى اصل وجود آنان در تاريخ معلوم است هر چند ندانيم با كدام يك از طوائف معروفه زمان ما منطبق ميشوند . أما آنچه مفسّرين از شقيق و اعمش نقل كردهاند افسانه اى بىاصل است و از معصومى و يا تاريخ معتبرى نقل نشده . بارى مردم زمان اسكندر ترس از طغيان مأجوجيان در دل داشتند چون در نزديكى زمان آنها كه هنوز از خاطرها محو نشده بود طغيان كردند و باز از تاختن مجدّد آنها بيمناك بودند ، و چون در آنوقت حملهء شديد و فتنه ، غير حملهء سيتها نقل نشده و نبوده است قول كسانى كه يأجوج و مأجوج را همان سيتها و بازماندگان آنها مىدانند به نظر صحيحتر مىآيد و پس از آن قول آنها كه ايشانرا از نژاد مغول دانند هم به نظر بعيد نمىرسد گرچه از جانب آسياى صغير و قفقاز بجنوب تاخته باشند - انتهى .