تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
مغرب و جاى زندگى مردم مغرب زمين بود كه بعد از آن كسى زندگى نميكرد . « وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ » 86 مجمع : « حاميه » بر وزن فاعله با الف و ياء نيز قرائت شده است . طبرى : بموجب اختلاف در قرائت اين جمله دو معنى شده است : 1 - ديد كه خورشيد در گل سياه فرو ميرود . 2 - بمعنى قرائت دوّم : ديد كه در چشمه اى گرم فرو ميرود . كشف : نوشته : گفته‌اند : معنى آيت آن است كه ذو القرنين را چنان نمود كه آفتاب به آن چشمه فرو مىشود همچون كسى كه در دريا بود چنان نمايد كه آفتاب از دريا برمىآيد و هم به دريا فرو مىشود ، يا در بيابان بود چنان نمايد كه آفتاب از بيابان برمىآيد و هم ببيابان فرو مىشود ، به چشم نگرند چنين نمايد و حقيقت خلاف اين باشد . « وَوَجَدَ عِنْدَها قَوْماً » 86 فخر : بعضى گفته‌اند : يعنى نزديك خورشيد مردمى ديد و معلوم است كه چون انسان گمان مىكند كه خورشيد در آنجا غروب كرد مردمان آنجا را هم ساكنين نزديك خورشيد ميپندارد ، و بعضى گفته‌اند : يعنى نزديك آن چشمه مردمى ديد . حسينى نوشته : در ناسك مذكور است كه ايشان قومى بودند بتپرست ، سبز چشم . سرخ موى تناور با هيبت ، لباس ايشان پوست حيوانات و طعام ايشان گوشت و حوش و جانوران آبى . طبرى در اين جمله چنين نوشته است : « ذكر انّ اولئك القوم يقال لهم ناسك » يعنى نقل شده است : كه نام آن مردم ناسك بوده است . « إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ » 86 طبرى : يعنى يا آنها را ميكشى اگر خداپرست و فرمانبردار تو نشدند يا آنها را اسير ميكنى و تربيت ميكنى و راه راست به آنها مينمائى . مجمع : آنها كه گفته‌اند : ذو القرنين پيغمبر بود به اين جمله استدلال
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 34 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )