گفتهاند : يعنى اصل همه را آب قرار داد و قسمتى از آن را به صورت آتش كرد و جنّ درست كرد و قسمتى را به صورت باد درست كرد و ملك كرد و قسمتى را خاك كرد و آدم از آن درست كرد پس اصل همه آب است .
فخر : يعنى هر جنبنده كه موجود از آب است آفريده ى خدا است ، و قفّال .
همين معنى را گفته است ، و ممكن است معنى چنين باشد : هر جنبنده ى بر روى زمين يا در آب است يا از نطفه است پس هر دو دسته از آب هستند .
« وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّه - تا آخر » 47 مجمع : نقل است كه مردى يهودى با مردى از منافقين دعوا داشتند ، يهودى گفت : بحكومت پيغمبر راضى هستم ، منافق گفت : نزد كعب بن اشرف كه رئيس يهود و دشمن پيغمبر بود بحكومت ميرويم ، اين آيات براى نمودارى نفاق آن مرد نازل شد و گفتهاند : عثمان از علىّ عليه السّلام زمينى خريد كه در آن سنگهائى درآمد و او خواست پس بدهد ، چون سنگ دارد معيوب است علىّ قبول نكرد و فرمود آنچه ميان من و تو پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بفرمايد درست است ، حكم بن ابى العاص بعثمان گفت : نزد پسر عموى على ( ع ) بحكومت مرو كه او بسود پسر عموى خود حكم خواهد كرد اين آيات براى او نازل شد و همانند اين قضيّه از امام صادق عليه السّلام براى نزول آيه نقل شده است .
فخر : ضحّاك گفته است : اين گفتگو با علىّ و مغيرة بن وائل بوده است كه او گفته است : پيغمبر دشمن با من است و بر زبانم حكم مىكند .
« يَخْشَ اللَّه وَيَتَّقْه » 52 كشف : « يتّقه » بكسر و سكون « قاف » بكسر و سكون « قاف با اختلاس هاء » قرائت شده است و « يتّقهي » با « هاء » مكسور و « ياء » ساكن نيز قرائت شده است .
« طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ » 52 مجمع يعنى فرمانبرى پيغمبر با دل پاك و راستى بهترست از سوگند به دروغ ، و بعضى گفتهاند : يعنى بايد از شما فرمانبرى از پيغمبر ( ص ) باشد بطور شايسته و درست .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٤٧