ابو الفتوح : يعنى پرنده در حال پرواز تسبيح مىكند و خدا همه را ميداند و قيد تسبيح به حال پرواز براى اين است كه در آن حال قدرت خداوند نمودارتر است كه حيوان را نيروى حركت در هوا داده است و معنى تسبيح اهل آسمان و زمين اين است كه آنها بواسطه ى خلقت عجيب و جالب خود دليل هستند بر خالق و آفريننده .
مجمع : يعنى پرواز مرغ نشانه اى است كه حادث است و نبوده است ، و آفريده شده است و معنى تسبيح اين است كه آفريدگان آسمان و زمين به زبان خود خدا را بدور ميشمارند از آنچه شايسته ى او نيست ، و بعضى گفتهاند : مقصود از « مَنْ فِي السَّماواتِ » بمناسبت كلمه ى « من » موجودات عاقل است ، ولى غير عاقل بمناسبت تغليب عاقل بر غير عاقل از كلمه ى « من » فهمانده شده است .
« من خلاله » طبرى : « من خلله » بىالف نيز خواندهاند .
« يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ » 43 طبرى : اين جمله دو معنى شده است : 1 - خدا از كوههاى يخ كه در آسمان هست تگرگ به زمين مىفرستد ، 2 - از يخى كه در آسمان هست به اندازه ى كوه به زمين ميفرستد .
مجمع : بلخى گفته است : ممكن است مقصود اين باشد كه يخ در ابر به اندازه ى كوه انباشته مىشود و فرو ميريزد . و ممكن است مقصود از « سماء » ابر باشد چون هر چه در بالا و طبقه طبقه باشد آن را « سماء » مينامند .
« يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ » 43 طبرى : « يذهب » با ضمّ ياء و كسر هاء و هم با فتح هر دو قرائت شده است ولى قرائت دوّم بهتر است چون عرب اگر باء زياد كرد ، همزه زياد نميكند و نميگويد « اذهب به و يذهب به » بلكه ميگويد « ذهب به و يذهب به » .
« خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ » 45 طبرى : « خالق كل » نيز خواندهاند كه با الف و كسر كلمه ى « كلّ » باشد .
مجمع مقصود از « ماء » نطفه است كه همه را از آن آفريده است و بعضى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٤٦