درستتر است ميگويم : از نظر قرآن تفاوت ندارد چون اين آيات براى تاريخ نيست و قرآن بالاتر است كه بخواهد تاريخ يونان يا حمير راى بيان كند ، و چون مردم آن را پرسيدند جوابى داده شده است كه پاسخ آنها باشد و هم پند و عبرت و استفادهء دينى از آن بشود .
مرحوم ابو الكلام آزاد سياستمدار دانشمند هند شرحى در آيات اسكندر نوشته است كه چاپ شده است و در لغتنامه دهخدا در كلمه ذو القرنين مفصّل نوشته شده است و خلاصه سخن آن مرحوم اين است كه اين پرسش از سرگذشت ذو القرنين از طرف يهود بوده است چون در تورات يادى از آن هست ، و ذو - القرنين همان كورش كبير پادشاه هخامنشى است كه يهود راى از اسارت بابل نجات داد چنان كه تورات در الهامات انبياى بنى اسرائيل از پيدايش او و كارهاى او خبر داده است و با دقّت در قسمتهائى از تورات به خوبى نمودار است كه سؤال يهود از پيغمبر ( ص ) و جواب كه در اين آيات است مربوط بگفته تورات است كه همان منجى يهود است و كورش كبير و سدّى كه او ساخته ديوار چين نيست بلكه سدّى بوده است ميان كوههاى قفقاز در فاصله درياى سياه و بحر خزر .
در سالنامه هزار و سيصد و بيست و پنج نور دانش ص 483 - 519 شرحى است بقلم آقاى امير توكّل كامبوزيا كه بقرن سوّم پيش از ميلاد در چين پادشاهى بوده است بنام « تسن شى هوانك تى » و پاى تخت او شهر « هيان يانك » بوده است و عرب جاهلى او راى ذو القرنين ناميده است او غرب و شرق چين راى طى كرده و چشمه هاى لجنى سوزان در مغرب چين بايالت وسيع « سه چوان » هست و مقصود از « عين حمئه » همانها است كه ذو القرنين ديد و باز به طرف شمال رفت و ملَّت وحشى نژاد زرد چين شمالى راى مغلوب كرد و مستشرقين گويند بواسطه پيروزيها كه نصيب او شده است بايد او راى ناپلئون چين شمرد و در 314 قبل از ميلاد بر اثر فشار قبائل يأجوج و مأجوج سلطان استان « چئو » سدّى از رود « هوانك هو » تا ساحل خليج « پچيلى » كشيده است و در همان زمان سلطان « ين » هم سدّى از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣١