به آن چراغ گذارند ، و بعضى گفتهاند : پايه ى قنديل است كه در آن فتيله مىنهند ، مجاهد گفته است مشكاة قنديلى است كه در آن چراغ باشد .
طبرى : ابن عبّاس نزد كعب الأحبار رفت و گفت : از اين جمله براى من توضيحى بده و حديثى بكن ، او گفت : مشكاة پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و مصباح دل آن حضرت است و زجاجه سينه ى او است كه دل در آن است و سينه ى آن حضرت همانند شده است بستاره ى درخشان ، و چراغ كه دل آن حضرت است توصيف شده است بروشنى از درخت زيتون فرخنده كه با خورشيد نه از طرف شرق و نه از غرب برابر نشده است و نورانى است براى اينكه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مردم را رهبرى مىكند اگرچه نگويد كه من پيغمبرم همانطور كه زيتون روشنى ميدهد اگرچه آتش به آن نرسد .
أبو الفتوح نوشته است : حقّ تعالى مثل زد نور خود را در دل مؤمن بچراغى در آبگينه كه آن آبگينه در چراغدانى باشد يا در كوّهء بر ديوارى ، دل او بجاى آبگينه است و صدر او بجاى مشكاة ، و اين « مثل » براى آن صيانت آورد كه آن نور به جائى نهادند حصين كه آفات به او نرسد و خيرش ممنوع نباشد . آنگه آن آبگينه را تشبيه كرد بستاره ى درخشان گفت : « الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ » آن آبگينه پندارى ستاره اى است درخشان ، و گفتند : مؤمن از بركت اين نور در ميان چهار خصلت است : اگر بدهندش شكر كند ، اگرش ابتلا كنند صبر كند ، و اگر حكم كند عدل كند و اگر گويد راست گويد .
« الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ » ، أبو الفتوح : توصيف شجره به كلمه ى مباركه براى سودهائى است كه در آن درخت است . و بروايت حفص از عاصم و ابن عامر و نافع « يوقد » با ياء خواندند و ديگران « توقد » بتاء و در شاذّ « توقد » بتشديد قاف قرائت شده .
نيشابورى : معنى « من شجرة مباركة » اين است كه آغاز افروختن چراغ از درخت پر سود زيتون بوده است كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم هم دستور فرموده است كه از آن استفاده بهداشتى و استعلاجى كنند . و بعضى گفتهاند : معنى « مباركه » اين است
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 332
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٢