تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
« مبيّنات » با فتح و كسر ياء قرائت شده است يعنى فرستاديم نشانه هائى كه براى مردم حقيقت را روشن و بيان مىكند ، يا آياتى كه حقّ را از باطل جدا كرده است ، و ضحّاك گفته است كلمه ى « مثلا » بمعنى همانند است يعنى در قرآن آورده‌ايم مثل آنچه در تورات و انجيل براى مردم پيش از شما آورديم ، مقاتل گفته است : يعنى به قرآن بيان كرديم داستان گذشتگان و گرفتارى آنها را تا بدانيد كه شما هم مانند آنها گرفتار ميشويد اگر مثل آنها از اين دستورها سرپيچى و نافرمانى كنيد . و كلمه ى « مثلا » بگفته ى ضحّاك بمعنى همانند است و بگفته ى مقاتل بمعنى داستان است . « اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » 35 طبرى : يعنى آنچه به زمين و آسمان است خداوند هدايت مىكند و بنور او به راه درست ميروند ، و ابن عبّاس گفته است : يعنى كار ماه و خورشيد و ستارگان زمين و آسمان را خداوند تدبير مىكند . أبو الفتوح : ضحّاك و قرظى گفته‌اند : يعنى خداوند بوسيله ى روشنى ماه و خورشيد و ستارگان زمين و آسمان را روشن مىكند ، و بعضى ديگر گفته‌اند : يعنى هر نور كه به آسمان و زمين است از اوست ، و بغضى اهل معنى گفتند : اصل كلمه ى نور بمعنى پاكى و صافى است و به اين معنى نتيجه ى آيه اين است كه خداوند از هر عيب پاك است ، و از علىّ ( ع ) نقل است كه : « نوّر » بصور فعل ماضى قرائت ميفرمود . و معنى چنين است : خداوند روشن كرد آسمان و زمين را . مجمع : ابيّ بن كعب گفته است : يعنى خداوند آرايش ميدهد آسمانها را بملائكه و زمين را به پيغمبران و دانشمندان ، و مقصود از توصيف خداوند بنور اين است كه هر سود و نيكى و بخشش از او است . تأويلات كاشانى : نور يعنى آنچه خود نمودار است و دگر چيزها بوسيله ى آن نمودار است و اين كلمه يكى از اسمهاى حقّ تعالى است بمناسبت كمال ظهور حقّ و نمودارى همه موجودات بوجود او چنان كه گفته‌اند :
خفيّ لافراط الظَّهور تعرّضت لادراكه ابصار قوم اخافش