و حظَّ العيون الزّرق من نور وجهه
كشدة حظَّ للعيون العوامش
و چون موجودات بوجود حقّ موجود شدهاند و به او نمودار شدهاند خداوند نور آسمان و زمين است يعنى نمودار كننده ى آسمان ارواح و زمين اجسام ، خود وجود مطلق است و پيدايش پديده ها به او است .
روح البيان : غزالى در شرح كلمه ى نور گفته است : چون وجود را با عدم برابر كنيم ، ناچار وجود نمودار است و تيرگى عدم است ، پس آنكه از تيرگى عدم بنمودارى وجود ميآورد سزاوار اسم نور است .
در ظلمت عدم همه بوديم بىخبر
نور وجود سرّ شهود از تو يافتيم
حسينى نوشته : امام زاهد رحمه اللَّه فرموده كه خداى را نور توان گفت ولى بپارسى روشنى نشايد گفت چه روشنى ضدّ تاريكى است و خداى آفريدگار هر دو ضدّ است . بيت :
از نهانخانه ى احسان تو هر جا همه كس
كلّ حزب فرحوا اند زهى لطف عميم
« مَثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ » 35 طبرى : بعضى گفتهاند : يعنى داستان نور مؤمن كه در دل او است از ايمان و قرآن داستان چراغدان است . و ابن عبّاس نزد كعب الاحبار رفت و اين آيه را از او پرسيد ، او گفت : يعنى مثل نور حقّ مثل محمّد است كه مانند مشكاة است ، و بعضى گفتهاند : يعنى داستان راهنمائى خداوند و آيات قرآن و موعظه هاى آن كه به آنها مردم راهنمائى ميشوند و در دل مؤمنين است مانند چراغدان است ، و بعضى ديگر گفتهاند : يعنى داستان نور خدا و اطاعت خداوند مثل چراغدان است .
مجمع : ابو مسلم گفته است : يعنى داستان ادلَّه ى توحيد و عدل خداوند مانند مشكات است ، كه مقصود از نور دليل و برهان است .
« كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ - الخ » 35 أبو الفتوح مشكاة بمعنى سوراخى است در ديوار كه بيك طرف باشد و از جاى ديگر سوراخ نباشد و