نمودار كه لباس باشد و مقصود از « ما ظهر » لباس است كه نمودار است ، و سعيد بن - جبير و عطا و قتاده گفتهاند : مقصود از اين جمله اين است كه جايز است نمودار كردن زينتهاى ظاهر و نمودار كه صورت و دستبند و گوشواره باشد ، و ابن جريج نقل كرده است از عايشه كه پيغمبر ( ص ) فرمود : چون زن بدوران قاعدگى رسيد روا نيست بر او كه چيزى از بدن خود نمودار كند مگر صورت خود را و آنگاه به مقدار يك قبضه از بند دست بالاتر ، دست خود را گرفت و فرمود از اين به پائين را و مقصود اين است كه كف دست و انگشتان نيز پوشيدنش لازم نيست .
مجمع : معنى اين جمله ها اين است كه جاى زينتها را نمودار نكنند و گر نه پوشيدن اصل زينت به تنهائى لازم نيست و نظر به آن حرام نيست ، و در تفسير علىّ ابن ابراهيم است كه مقصود از « الَّا ما ظهر منها » اين است كه دو كف دست ، و انگشتان را لازم نيست بپوشند و نمودار نكنند .
كشف : مقصود از زينت آن عضو است كه زينت بر آن است و آرايش ، و بايد آنچه بر آن زينت و زيور است از نامحرم بپوشانند . و بعضى گفتهاند : مقصود از جمله ها اين است : عطر و لباسهاى رنگارنگ و چهار قد نازك كه موى از زير آن نمايان است بايد پوشيده باشد و آنچه نمودار است و پوشيدنش لازم نيست صداى خلخال است ( زينتى است مخصوص اعراب در ساق پا كه مانند زنگ صدا مىكند ) ، و از ابن سيرين نقل شده است كه زنها با نقاب بيرون ميآمدند و جز نصف از يك چشمشان را نمودار نميكردند و چون با مرد برخورد ميكردند ميايستادند تا مردها ردّ شوند .
« وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ » 31 طبرى : يعنى روسرى و چهار قد خود را بر زير گردن بپيچند تا گردن و موى و گوشواره شان پوشيده باشد . و صفيّه دختر شبيه از عايشه نقل كرده است كه او گفت : چون اين آيه نازل شد زنها كناره ى بردهاى خود را پاره كردند و آن را خمار و پوشاك سر خود قرار دادند ، و هم عروه از عايشه نقل كرده است كه او گفت خدا بيامرزد زنهاى مهاجرهء اوّل را كه چون اين آيه نازل شد ضخيمتر و كلفتتر پارچه اى كه داشتند پاره كردند و از آنها
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 325
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢٥