داده شده است و يا نشانه اى در آن برقرار مىكند كه خود بجاى سخن و گواهى است ، و يا اينكه در آيت ديگر گفته شده است « الْيَوْمَ نَخْتِمُ تا آخر » يعنى در روز قيامت دهانشان را مهر ميكنيم و اينجا گفته شده است زبانشان گواهى ميدهد ممكن است زبانشان بيرون آيد و دهانشان مهر شود و آن زبان در خارج از دهن شهادت بدهد و ممكن است وقتى كه ديگر پاره هاى بدن شهادت مى - دهند دهان مهر باشد و موقع شهادت زبان مهر آن برداشته شود .
( و شايد مقصود از مهر كردن زبان در آن آيه اين باشد كه كارهاى بد زندگى موجب مهر بر زبان است كه نتوانند از خود دفاع كنند ) .
« يُوَفِّيهِمُ اللَّه دِينَهُمُ الْحَقَّ » 25 طبرى : يعنى خداوند بدرستى سزا و حساب آنها را انجام ميدهد و كلمه ى دين در اين آيه بمعنى حساب و جزا است و كلمه ى حقّ با صداى بالا خوانده شده است تا صفت دين باشد و با صداى جلو و رفع نيز خواندهاند تا صفت براى اللَّه باشد .
مجمع : ممكن است دين بمعنى آئين و عقيده باشد و معنى چنين باشد :
خدا پاداش دين حقّ و درست را به آنها خواهد داد .
« الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ » و « الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ » كشف : زجّاج گفته است : يعنى سخنان پليد از مردان پليد است كه عايشه را بد نام كردند و سخنان خوب از مردان خوب است كه او را پاك از بدى شمردند ، و ابن زيد گفته است : يعنى زنان بد و ناپارساى براى مردان بد هستند مثل عبد اللَّه بن ابىّ و امثال او ، و زنان خوب و پارسا براى مردان خوب و پاكيزه هستند كه عايشه و پيغمبر باشند « 1 » .
هامش
( 1 ) اين معنى اخير نادرست به نظر مىرسد زيرا زن نوح و زن لوط كافره بودند و فاسد و زن فرعون صالحه . مگر اينكه بگوئيم مراد آنست كه زنان پاك شايسته مردان پارسا و پاكند و مردان پاك شايسته و سزاوار زنان پارسا و پاكند و همچنين به عكس زنان ناپاك همكفو مردان ناپارسايند و مردان ناپارساى همكفو زنان به دو مشرك . ( مصحّح )