« ما زَكى مِنْكُمْ » 21 كشف : يعنى كسى از شما از گناه پاك نميشد يا كارش رو به راه نميشد ، يا توبه اش قبول نميشد ، يا مسلمان نميشد و راه راست پيدا نميكرد .
مجمع : كلمه ى « زكى » با تشديد و تخفيف كاف خوانده شده است .
« وَلا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ » 22 مجمع : از ابن عبّاس و عايشه نقل است كه مسطح ابن اثاثه از مهاجرين و مجاهدين بدر و پسر خاله ى ابو بكر بود و ابو بكر بواسطه فقرش به او كومك ميكرد و چون در آن تهمت بعايشه شركت كرد ابو بكر آن كومك مالى را از او بريد و سوگند ياد كرد كه ديگر به او كومك نكند آيت 22 « وَلا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ - » تا آخر براى جلوگيرى از تصميم ابو بكر نازل شد . و حسن بصرى و مجاهد گفتهاند :
اين سوگند براى يتيمى بوده است كه ابو بكر سرپرستيش ميكرده است و آيه براى جلوگيرى از آن سوگند است ، و از ابن عبّاس و ديگران نقل شده است : گروهى از اصحاب پيغمبر سوگند ياد كردند كه به آن مردم زبان دراز بتهمت عايشه كومك نكنند آيه براى آنها نازل شده است و يأتلّ و نيز يتألّ قرائت شده است كه اوّل از وزن افتعال است و اصل آن از « اليّة » بمعنى سوگند است و يا از « اليا » بمعنى قصور و كوتاهى است ، و دوّم از وزن تفعّل است بمعنى سوگند ياد كردن .
« وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا » 22 مجمع : اين دو كلمه با ياء به صيغه ى غايب و بتاء به صيغه ى خطاب نيز قرائت شده است .
« الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ » 23 أبو الفتوح : ابو حمزهء ثمالى گفته است :
پس از هجرت پيغمبر آن زنان مسلمان كه مكّه را ترك كردند و بمدينه هجرت كردند مشركين زبان ببد آنها گشودند كه براى بدكارى ميروند اين آيه اشاره به آن سخنان است و سزاى آن مردم ، و بعضى گفتهاند : براى آنها است كه بتهمت عايشه سخن گفتند .
« تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ » 24 تا آخر - مجمع : يعنى خداوند قدرت سخن گفتن جوارح ميدهد ، يا ايجاد سخنى در زبان و دگر پاره هاى تن مىكند كه شهادت است و در واقع سخن خداوند است كه بپاره هاى بدن نسبت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢٠