تأويلات كاشانى : در اين آيه بگناه تهمت بيشتر توبيخ و تهديد شده است از آنچه براى بزهكارى و آدمكشى در آيات ديگر گفته شده است براى اينكه بزهكارى از خوى بد حيوانى است و آدمكشتن از خوى زشت درندگى است لكن تهمت بستن و بدنام كردن از خوى شيطانى و ديو سيرتى است كه در برابر آدمگرى و خوى ملكوتى است ، و استوارى روش حيوانى و درندگى آدمى را چون چرنده اى يا درنده - اى نمودار مىكند كه تربيت او و بجاى باز آوردنش آسان است و شدنى ولى ديو - سيرتى را برگرداندن و آدمى درست كردن كارى است بس سخت و دشوار كه تيرگى فراگير شده است و پرتو معرفت نابود شده است و گرفتارى به آتش براى چنين كس ناگزير است ، از اين رو است كه گفته شده است : « لَه عَذابٌ عَظِيمٌ » .
« وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَه » 11 طبرى : « كبر » با صداى زير كاف قرائت شده است يعنى اينكه گناه بزرگ اين كار را مرتكب شد ، و بضمّ كاف يعنى قسمت بزرگ و عمده ى آن را برگردن گرفت ، و در مقصود از آن كس و موصوف به اين جمله اختلاف است :
1 - مقصود حسّان بن ثابت است چون مسروق گفت : نزد عايشه بودم حسان آمد او دستور داد براى حسّان فرشى انداختند چون بيرون رفت من بعايشه گفتم :
اين مرد را احترام ميكنى با آن آيه كه برايش گفته شده است ؟ او گفت : خدا فرمود « وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَه مِنْهُمْ لَه عَذابٌ عَظِيمٌ » ولى اكنون او كور است و شايد عذابى كه خدا فرموده است همين كورى او باشد و او از پيغمبر دفاع ميكرد ، 2 - ابن زيد گفته است : مقصود عبد اللَّه ابيّ است كه آغاز اين سخن كرد و بمردم ميگفت : زن پيغمبر شما با مردى تا صبح بود و صبح كه شد آن مرد افسار شتر را ميكشيد و او را بر آن نشانده آوردش . و ابن وكيع از ابو اسامه براى من نقل كرد كه چون پيغمبر براى توضيح اين تهمت از آن كنيزك رفتار عايشه را در خانه پرسيد او گفت من در او عيبى نمىبينم مگر كه ميخوابد تا گوسفند به خانه ميآيد و حصيرش يا خميرش را مىخورد . و چون به آن مرد كه طرف اين اتّهام بود خبر اين تهمت رسيد گفت : سبحان اللَّه من هرگز از بدن هيچ زنى لباس پس نكردهام و بازو و سينه ى زنى را برهنه نكرده ام
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٩