« وَالْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّه » كشف : كلمه ى « انّ » با تشديد و نصب لعنت قرائت شد و با تخفيف نون « أن » و رفع لعنت نيز خواندهاند و نيز كلمه ى « غضب » به صورت فعل ماضى و هم به صورت مصدر خواندهاند و كلمه ى اللَّه مرفوع و مجرور خوانده شده است .
« وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ - تا آخر » 10 كشف : جواب اين شرط در جمله آورده نشده است چون از سخن ، مقصود معلوم مىشود و معنى چنين است : اگر فضل و رحمت خدا نبود دروغگو گرفتار رسوائى و آزار بود و هم اگر خدا توبه نمى - پذيرفت براى او راه نجات نبود .
« الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ » 11 طبرى : ابن عبّاس گفته است : يعنى آنهائى كه عايشه را متّهم كردند عبد اللَّه بن أبىّ بود و حسّان بن ثابت و مسطح - ابن اثاثه و حمنة بنت جحش ، و عبد اللَّه بن جحش گفت : عايشه و زينب مفاخره كردند : زينب گفت پيمان همسرى من از آسمان رسيد ، عايشه گفت : پس از آنكه صفوان بن معطَّل مرا بر شتر نشاند و به منزل رساند بيگناهى من در كتاب آسمانى گفته شد ، زينب پرسيد آنگاه كه سوار شتر شدى چه گفتى ؟ گفت : اين چنين گفتم :
« حسبي اللَّه وَنِعْمَ الْوَكِيلُ » زينب گفت : اين سخن مؤمنين است كه تو گفتى .
مجمع : يعنى آنهائى كه دروغى بزرگ گفتند كه سرگذشت را از آنچه بود برگرداندند و بر وى دگر نمودار كردند عبد اللَّه بن ابىّ و همدستانش بودند و جمله ى « لا تَحْسَبُوه شَرًّا لَكُمْ » روى سخن با عايشه است و صفوان بن معطَّل كه بدنامشان كرده بودند و هر كس كه از اين گفتگو غمگين شده بود يعنى شما اين سخنان مردم را بد خود نپنداريد كه خداوند پاكى شما را نمودار مىكند و پاداش شكيبائى ميدهد و آنها را بسزاى گناه شان مىرساند . حسن بصرى گفته است : در اين جمله روى سخن با آنها است كه اين دروغ را درست كردند ، يعنى اى مردمى كه چنين دروغى گفتيد و ادب شديد اين تأديب را براى خود بد نپنداريد كه اين وسيله ى تربيت و توبه ى شما است كه دوباره چنين كارى نكنيد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٨