انديش ] بود البتّه به اين سخنان كه ميگفتيد شما را آزارى بزرگ ميرسيد
15 [ مگر بخاطر نداريد ] آنگاه كه از زبان يكدگر ميگرفتيد و ميگفتيد با اينكه از آن خبردار نبوديد و ميپنداشتيد سبك سخنى است و ساده گفتارى لكن آنگونه سخن بپيشگاه خدائى بسيار بزرگ است
16 و چرا آنگاه كه آن را شنيديد نگفتيد : ما را نميرسد كه از اين در سخنى بگوئيم ، خدايا تو پاكى و اين تهمتى است بس كلان
17 [ اينك ] خداوند بشما پند ميدهد كه اگر مؤمن هستيد هرگز دوباره گرد اين گونه سخن نگرديد
18 و خداوند آيات و نشانه هاى حقّ را براى شما آشكار مىكند چون عليم است و حكيم
19 البتّه آنها كه دوست دارند زشتى و بدكارى در ميان مؤمنين فاش باشد در دنيا و آخرت براىشان عذابى است دردناك چه خدا ميداند و شما نميدانيد
20 و اگر نه فضل و رحمت خدا بر شما بود و هم اينكه او مهربان است و بخشاينده [ براى انديشه و سخن زشت نابودتان ميكرد ] .
سخن مفسّرين : « سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَفَرَضْناها » طبرى : « فَرَضْنا » با تشديد راء قرائت مردم حجاز و بصره است ، يعنى احكام مفصّل و مختلف براى شما آورديم يا براى مردم مختلف كه شما باشيد و آنها كه پس از شما باشند ، و قرّاء مدينه و كوفه و شام بىتشديد خواندهاند يعنى احكامى بر شما واجب و لازم كرديم .
مجمع : اختلاف نيست كه همه ى اين سوره بمدينه نازل شده است و شماره آيات آن به حساب عراقيها و شاميها شصت و چهار است و به حساب حجازيها شصت و دو است و كلمه ى « سوره » يا از « سور » بلد بمعنى ديوار شهر گرفته شده است كه بمناسبت ارتفاع مقام آن است در نفوس مردم كه تشبيه به آن شده است ، و با رفع و صداى جلو خواندهاند كه خبر مبتداى محذوف باشد يعنى « هذه سورة » و با نصب و صداى بالا خوانده شده است كه مفعول فعل محذوف باشد ، و در هر صورت معنى چنين است قسمتى و پاره اى از قرآن نازل كرديم .
« آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » 1 كشف نوشته : درويشى را پرسيدند چه دليل است بر هستى خداى ؟ گفت : آفتاب بر آمد ، بچراغ حاجت نيست ، همه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٥