تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
توبه ميآمرزد ، از اين سخن پيغمبر اشك در چشمانم خشكيد و بهر كدام از پدر و مادرم گفتم كه جواب پيغمبر را بدهيد گفتند به خدا سوگند نميدانيم چه بگوئيم آنگاه خودم كه دخترى كوچك بودم و از قرآن چيزى ياد نداشتم گفتم : دانستم كه آنچه شنيده‌ايد در روحيّه ى شما جايگير شده است و اگر به آنچه كه من از آن بدور هستم و خدا هم شاهد است اقرار كنم شما ميپذيريد و اگر بگويم من از آن پاكم و خدا شاهد پاكى من است قبول نخواهيد كرد پس بهتر مثل من و شما همان است كه پدر يوسف گفت « فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّه الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ » و پس از آن پشت به آنها كردم و در فراش خود خوابيدم و به خدا سوگند كه ميدانستم چون بيگناهم از سوى حقّ بيگناهيم اعلان خواهد شد ولى انتظار نزول آيه نداشتم و خود را لايق نميدانستم كه خدا براى من سخنى بگويد كه مردم بخوانند و منتظر بودم كه در خواب پيغمبر بيگناهيم معلوم شود و به خدا سوگند كه پيغمبر از آنجا آهنگ كارى نكرده بود و كسى از خانه بيرون نرفته بود كه آن سختى حال وحى آن حضرت را درگرفت كه در روز سرما عرق مثل مرواريد از صورتش ميريخت ، چون آن حضرت به حال خود باز آمد ميخنديد و اوّل سخنش اين بود : اى عايشه خوشدل باش كه خدا تو را از گناه بدور كرد ، مادرم گفت : بلند شو بحضور پيغمبر ، گفتم : از جاى نميخيزم و فقط حمد ميكنم خدا را كه پاكدامنى مرا فرستاد ، و اين آيات « إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ » تا ده آيه نازل شد . ترجمه : 11 آنها كه دروغى گفتند و بنادرستى سخنى آوردند گروهى از خود شما بودند پس آن را بد نپنداريد كه خير شما در آن بود چه هر كدامشان ميرسد به سزاى آن گناه كه كرده است و آنكه بزرگتر و بيشتر اين گناه را مرتكب شد بآزارى بزرگ گرفتار مىشود 12 [ اى مؤمنين ] چرا آنگاه كه اين دروغ را شنيديد بزن و مرد همكيش خود خوشبين نبوديد و نگفتيد : اين سخنان آشكار تهمتى است 13 چرا آنها بر گفته ى خود چهار گواه نياوردند و چون نياوردند در پيشگاه خداوند بشمار دروغگويانند 14 و اگر فزونبخشى خداوندى در دو جهان بر شما [ مردم بد - ]