حديث منقول از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : گور گودالى است از آتش يا باغى از بهشت بر فرض درستى صدور آن از پيغمبر ( ص ) حالت سوّمى را ميان زندگى دنيا و عالم قيامت ثابت نميكند بلكه فقط دنباله ى زندگى آدمى را نشان ميدهد كه پس از مرگ چون بگورش كردند نتيجه ى اعمال دوران زندگى خود را مىبيند و هم آن روايات منقول از تفسير صافى صريح در حالت سوّمى ميان زندگى و رستاخيز نيست فقط اين جمله ى آيه « مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ » و منقول از امام صادق عليه السّلام كه ما از تفسير صافى نقل كرديم كه فرمود : برزخ بگور ماندن از مرگ است تا بروز قيامت كه البتّه مفاد حديث و آيه يكى است ولى حالت مخصوص و دوران سوّم ميان مرگ و قيامت را نشان نميدهد و فقط ميفهماند كه فاصله است از مرگ تا روزى كه همه ى بشر محشور بقيامت شوند و بخصوص آيه كه در جواب تقاضاى كافران است كه به دنيا برگردند تا نيكوكار شوند گفته شده است برگشتن نيست و تا روزى كه همگى مبعوث شوند آنها ممنوع از برگشتن هستند و آن روز هم كه همگى محشور ميشوند حيات مادّى و دنيا مصداقى ندارد كه آنها بخواهند به آن جا برگردند ، و در هر صورت از اين آيه و روايات منقوله نه حالت سوّمى را ميتوان تصوّر كرد و نه تصديقى قطعى « 1 » و آنچه از گوهر مراد نقل كرديم كه غزالى گفته و صاحب كتاب در بحث قيامت نقل كرده است ، با توجّه بقسمت آخر گفته ى غزالى با حال برزخ مناسبتر است تا قيامت چون عبارت منقول از غزالى در كتاب گوهر مراد ، اين است : « فالقبر الحقيقي هذه الهيآت و
عذاب القبر و ثوابه ، ما ذكرناهما و النشأة الآخرة خروج النّفس عن غبار هذه الهيأت كما يخرج الجنين من القرار المكين « كه ترجمه ى اينها را نوشتيم و
هامش
( 1 ) مرحوم شعرانى در پاورقى تفسير أبو الفتوح فرموده : « خواه برزخ در آيهء كريمه بمعنى مدّت ميان مرگ و بعت قيامت باشد يا بمعنى ديگر ، وجود اين عالم متوسّط در نزد مسلمانان محقّق است بدليل آنكه روايات در خيرات براى مردگان و دعاى براى آنها و عذاب و ثواب قبر و زيارت و سلام بر قبور و امورى كه دلالت بر بقاى نفوس دارد پس از مرگ متواتر است » . ( مصحّح )