تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
قوّت و نور مىكند و متخيّلات آدمى را مثل خشم و ديگر شواغل او را از طريق حقّ برزخ شاغل مينامد يعنى فاصل ميان انسان و سعادت او و بحثى از برزخ آدمى پس از مرگ ندارد ، لاهيجى در گوهر مراد به آخر گفتگو از معاد و نقل نظر صدر المتألَّهين بمعاد جسمانى مخصوصى كه تجرّد خيال است از موادّ بدنى و بقاى او با نفس ناطقه براى هميشه نوشته است كه غزالى هم به اين ميل كرده است در رساله ى خود بنام « المضنون على غير أهله » و در آنجا چنين گفته است : چون روح از بدن جدا شد البتّه داراى قوّه ى واهمه و تخيّل و ادراك معانى و روابط هست و در آن حال كه هيچ خصوصيّت بدنى با او نيست و همه را رها كرده است خود را درك مىكند كه همان بدن مرده ى بگور شده است چنان كه بدوران زندگى هنگام خواب خود را مى - انديشيد و ميدانست و لذّت مىبرد و ناراحت ميشد در آن موقع پس از مرگ نيز همان بدن را كه با او بوده است در مييابد كه چگونه عقيده داشته است و فكر مىكرده است اگر بجنّات و انهار و حدايق معتقد بوده است از آنها بهره مند است و اگر بخلاف اين بوده است همان درد و رنجهاى حسّى را درك مىكند و از آنها در آزار و عذاب مىباشد و همين است ثواب و عذاب قبر چون حقيقت قبر همين صورتهاى مجسّم از نيروى خيال و وهم آدمى است و براى همين پيغمبر فرموده است « القبر روضة من رياض الجنّة او حفرة من حفر النّيران » و عالم آخرت و قيامت خروج نفس است از غبار و تيرگى اين هيأت و طرز موجوديّت همانطور كه بچه در شكم متولَّد مىشود و از آن طور موجود بودن آسوده مىشود . پس از نقل كلام غزالى و بحث در آن و هم در تناسخ ، از برزخ بحث مىكند و ميگويد : برزخ از هنگام مرگ است تا رستاخيز كه هر كس بميرد ببرزخ ميرود چنان كه در احاديث صحيح است و ثبوت احوال برزخ پس از ثبوت بقاى ارواح است ، پس از اظهار اين مطلب چند حديث براى وضع آدمى در برزخ نقل مىكند كه بر فرض اطمينان بصحّت صدور آنها در دلالت بر ادّعاى حالتى ميان مرگ و رستاخيز ، صريح و موجب اطمينان نيست ، مگر براى كسى كه فقطَّ از تلقين و گفتار سابقين و بزرگتران خود مطمئن باشد و گر نه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 291 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )