تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
آخرين نتيجه براى آفريننده چى است ؟ براى جواب ميگوئيم : از عبد اللَّه بن محمّد مشهور به عين القضاة همدانىّ كه در نيمه ى اوّل قرن پنجم بوده است كتابى تازگى چاپ شده است بنام زبدة الحقايق كه اين مطلب از فصل نهم و دهم آن ترجمه و تلخيص مىشود : ممكن است كسى چنين فكر كند كه چرا خدا اين جهان را آفريد ؟ اگر سودى ميخواست كه درست نيست اگر بىهدف بوده است باز ممكن نيست مگر عمل طبيعت و بىاراده كه خدا از آن منزّه است ، جواب اين است كه بيشتر اهل دانش در پاسخ اين پرسش سرگردانند و همين حيرت ، داود پيغمبر را وادار به پرسش كرد و پاسخى كه شنيد و شايد جمله ى « فاحببت ان اعرف » كه بپاسخ او است كنايه باشد از آنچه مقتضى بود موجودات پديدار شوند . و آنچه را كه خرد آدمى ميتواند دريابد اين است كه از مطالعه ى موجودات پى ميبريم بوجود واجب و اصل وجود و هستى و بينهايت كه همه ى آنها با تمام اجزاء و جزئيّاتشان حاضر و معلوم براى او هستند ، و چون او اصل وجود است و موجودات پديده و معلوم و حاضر براى او هستند ناگزير ايجاد و آفرينش از او جدا نيست و چون هر موجودى وابسته به او و پديده از اصل وجود است پس او قديم است و در گذشته ى بىآغاز تحقّق داشته است ، و با تصديق اين مقدّمات ديگر غلط است كه بپرسند چرا موجب پيدايش شد و عالم را آفريد زيرا اصل وجود يا واجب قديم بايد موجب پيدايش و آفريننده باشد و پيدايش و خلقت يعنى نمودارى از واجب قديم ، پس اين پرسش كه چرا آفريد ؟ مثل اين پرسش است كه چرا قديم قديم است و چرا واجب واجب است و اصل وجود است ؟ و چون تصديق كرديم كه پيدايش و ايجاد وابسته به او است ناچار قابل جدائى از او نيست و پرسش چرا آفريد درست نيست زير آفرينش و ايجاد در آن مقام صفت زايد نيست كه وقتى باشد و وقتى نباشد چون زيادى با معنى واجب و قديم سازش ندارد پس در گذشته ى بىآغاز اصل وجود و آفريننده ى موجودات بوده است و هست و خواهد بود ، و واجب الوجود است ، و موجودات را ميآفريده است و ميآفريند و خواهد آفريد . و اين حقيقت نيز روشن است كه پديده هاى جهان اگر مقدّر نبودند پيدا نميشدند پس مقدور هستند ، و پديد -