« أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ » « قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ » ، « قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ » 112 مجمع : همزه ى انّ با كسر و فتح هر دو قرائت شده است كه با كسر آغاز جمله است و با فتح مفعول فعل جلو است يا بسقوط لام است يعنى « لانّهم هم . . » و دو كلمه ى « قال » « قل » ( به صورت امر ) نيز قرائت شده است و نقل است كه بقرآنهاى مردم كوفه « قل » به صورت امر نوشته بوده است و در نتيجه ى معنى تفاوت نيست كه بگوئيم اى كسى كه از حال آنها ميپرسى بگو چند به دنيا مانديد و در جوابشان بگو : نمانديد ، يا بگوئيم گوينده اى با آنها ميگويد چند مانديد و بجوابشان ميگويد نمانديد .
« فَسْئَلِ الْعادِّينَ » فخر : در اين جمله چند احتمال است : 1 - از آنها كه حساب را نگاه ميدارند و هنگام مرگ و زندگى مردم را ضبط ميكنند ، 2 - « عادّين » با تخفيف دال خواندهاند يعنى از ستمكاران بپرس كه چه مدّت به دنيا ماندهاند چه آنها نيز سخن ما را خواهند گفت : 3 - « عادّيين » با دو ياء خواندهاند بمعنى منسوب بعاد كه كنايه است از زيادى عمر يعنى از آنها بپرس كه مدّتى دراز زندگى كردهاند و كم بنظرشان گذشته است تا چه رسد بما كوتاه عمرها .
« أفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » 115 ابو الفتوح :
محمّد بن خالد برقى از پدرش نقل كرد كه محمّد بن ابى نصر گفت از امام صادق عليه السّلام پرسيدند خدا چرا مردم را آفريد ؟ فرمود براى آنكه نعمتهاى مقدّر خود را در بينهايت گذشته در بينهايت آينده بمردم افاضه و بخشش كند آنگاه فرمود : « انّ اللَّه تعالى خلق الخلق و كان غنيّا عن خلقهم لم يخلقهم لجرّ منفعة و لا لدفع مضرّة و لكن خلقهم و احسن اليهم و ارسل اليهم الرّسل ليفصلوا بين الحقّ و الباطل فمن احسن كافأه بالجنّة و من أساء كافأه بالنّار » .
يعنى خداوند مردم را آفريد نه براى سود و نه جلوگيرى از زيان چه از آنها بىنياز بود ولى به آنها نيكى كرد كه آفريدشان و پيغمبرى براىشان فرستاد تا درست و نادرست را از هم جدا كنند و نيكوكار پاداش خود بيند و بدكار سزاى بدى خود را .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٨٦