تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
آقاى من ، اين گريه و بىقرارى چرا ؟ تو كه از خاندان پيغمبر و كانون رسالتى مگر نه براى شما قرآن گفته است « لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » چون اين سخن بگفتم از جاى خاست و راست نشست و فرمود اى اصمعى اين چه سخن است ! ! خداوند بهشت را براى فرمانبران آفريد گرچه غلامى سياه باشد و آتش براى بدكاران آفريد اگرچه پادشاه باشند و از اولاد قريش مگر اين آيه را نشنيدى « فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ » . و در تأويلات نجميّه است : اين آيه اشاره است كه چون نسيم عنايت پروردگار بر پنجره هاى دل آدمى وزيد همه ى دستاويزهاى آدمى از او بريده است و كس بكس نگردد نه خويش و نه فرزند كه همگى در چنين هنگام در پى حقّ هستند و غرق درياى دوستى و از كس سراغ مال و زن و دوست خود نگيريد و چون از همه ى آنها جدا شديد آنجا است كه براى هر يك مقامى است و منزلتى در حقجوئى و حقّپرستى كه از همه چيز بينيازش دارد و از كسى طلبى نكند و چيزى نخواهد . [ « تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ » 104 أبو الفتوح : آتش رويهاى ايشان مىسوزد و لفح سوختن باشد « وَهُمْ فِيها كالِحُونَ » و ايشان بدوزخ ترش روى باشند اين قول ابن - عبّاس است ، بعض ديگر گفتند كه كلوح آن باشد كه لبها از دندانها باز شود ، آن چنان كه دندانها پديد آيد ، عبد اللَّه مسعود را گفتند كلوح چه باشد ؟ گفت سر گوسفند بريان كرده ديده باشى دندانها پيدا شده همچنان باشد ] . « غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا » 106 مجمع : « شقاوت » با صداى بالا - فتح شين - با الف خوانده‌اند و ديگران با كسر : صداى زير شين بىالف خوانده‌اند . و هم كلمه ى - « سخريّا » با ضمّ و كسر سين هر دو خوانده‌اند . روح البيان : قرطبى گفته است : چون خواسته هاى نفسانى بر آنها چيره بوده است آنها را بكنايه شقاوت ناميده‌اند ، چون نتيجه ى آن شقاوت است و بدبختى ، و معنى اين است كه خواسته هاى نفسانى ما بر ما چيره شد . و ابو تراب گفت : شقوه يعنى خوشبينى و حسن ظنّ به خود و سوء ظنّ و بدگمانى بمردمان .