تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اغوا كنند و از راه صحيح دور نمايند و مرا احاطه كنند ] . « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ - » تا آخر « فخر : يعنى ما ميدانيم آنها تو را دروغ گو ميدانند و آزارت ميكنند ولى تو بنيكوتر صورت از رفتار آنها دفاع كن كه هم از گناه شان چشم بپوشى و هم هر چه توانى بايشان نيكى كنى ، و بعضى گفته‌اند اين آيه منسوخ است بآيت فرمان بجنگ ، و بعضى گفته‌اند منسوخ نيست چون خوشرفتارى با هر كسى لازم است مگر از اندازه ى دين و مردانگى تجاوز كند . حسينى نوشته : قشيرى فرمود : دفع كن جفا را بوفا ، يا اشارت را ببشارت قلب ، يا ظلمت خلايق را بنور حقايق ، يا حظوظ خود را بحقوق خدا ، طى كن تير حوادث را بقدم سلوك در طريق معرفت ، نظم :
چو طى گشت تيه حوادث از آنجا بملك قدم ران بيك حمله محمل
در آن قلزم نور شو غوطه زن فرو شوى از خويشتن ظلمت ظلّ
يكى خوان يكى دان يكى جو يكى گو سوى اللَّه ، و اللَّه زور است و باطل
« رَبِّ ارْجِعُونِ » 99 مجمع : به همان گونه كه در اوّل شخص مفرد به صيغه ى جمع آورده شده است مثل « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا » و « إِنَّا أَنْزَلْنا » اين را عرب مىپسندند به همين گونه هم در اين آيه كه دوّم شخص مفرد است به صورت جمع آورده شده است ، چون روى سخن با مقام بلندى است . و ما زنى گفته است : اين واو نه براى بلندى مقام است بلكه براى تأكيد است و بجاى تكرار جمله است يعنى « ربّ ارجعنى ارجعني « 1 » » . « وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ » 99 طبرى : يعنى در جلو كافران مانع و جلوگيرى
هامش
( 1 ) گويند « ارجعونى » كه بحسب قواعد بايد « ارجعنى » باشد زيرا خطاب با فرد است نه با جماعت ، از اين جهت است كه شخص معصيتكار و كافر در آنحال خود را باخته و بجاى اينكه يك بار بگويد « ربّ ارجعني » مكرّر ميگويد « ربّ ارجعنى ربّ ارجعنى ربّ ارجعنى » و فصحا در نقل چنين كلامى تنها يك جمله نقل مىكنند لكن به صورت جمع . ( مصحّح ) .