دست و دل از زمزم و كوثر بشوى
آب ز سر چشمه ى تقوى بجوى
لقمه كه در اصل نبود آن حلال
زو نفتد مرد مگر در ضلال
قطره ى باران تو چون صاف نيست
گوهر درياى تو شفّاف نيست
فخر : در معنى « طيّبات » دو احتمال است : 1 - حلال و شايسته كه گفتهاند : روزى پاك و « طيّبات رزق » آن است كه حلال و صاف و با قوام و خاصيّت نگهبانى باشد ، پس حلال آن است كه در آن معصيت خدا نباشد ، و صاف آنست كه موجب فراموشى از حقّ نباشد . و باقوام آن است كه جلو نفس را از بدى بگيرد ، و خرد آدمى را نگهبانى كند كه بكج نرود ، 2 - مقصود آن چيزها است كه آدمى ميپسند و از آن لذّت ميبرد و اگرچه دوش پيغمبران در زير بار فرمان حقّ گرفتار است ولى از بهره بردن خوشيهاى زندگى محروم نيستند چنان كه ديگر مردم مؤمن محروم نيستند .
روح البيان : راغب گفته است : طيّب يعنى آنچه حواسّ و نفس آدمى از آن لذّت برد و خوراك « طيّب » در دين آن است كه از راه شايسته به اندازه ى شايسته باشد و اگر اين جور باشد گوارا و طيّب خواهد بود هم در اين عالم و هم بعالم ديگر و موجب تخامه و سوء هضم نميشود و گر نه طيّب و گوارا نخواهد بود و اگرچه به اين عالم گوارا باشد بديگر سراى خوش نخواهد بود ، و غزالى گفته است : اگر ظاهر آدمى بر درستى و پرده پوشى باشد پس بايد او را خوب دانست كه نماز و صدقه ى او پذيرفتنى است و نبايد جستجو كرد كه كسب و كار او چى است كه اين بدگمانى است و بايد به مسلمان خوشبين بود كه وظيفه ى دينى است ، و ابو سليمان دارانى گفت : اگر روزى حلال بخورم و روزه نگيرم براى من بهتر است از روز به روزه بودن و شب به نماز گذراندن ، و هرگز خورشيد توحيد بر آن دل نتابد كه لقمه اى از حرام بدرون آن باشد ، و ابن جوزى گفت : به ياد مباح بودن دل را تيره مىكند پس چه خواهد شد اگر در انديشه ى حرام باشد . و يكى از بزرگان گفت : آنكه عادت بچيزهاى مباح دارد از لذّت مناجات محروم است .