خليل را گفتند : يا خليل اسلم اسلام را باش و با اسلام درساز ، گفت : اسلام جبّار صفت است متعلَّقان را به خود راه ندهد ، از بند علاقت بيرون آيم ، مال بمهمان داد و فرزند بقربان و نفس خود به آتش سوزان ، آنگه گفت : « أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » اكنون كه از همه برگشتم تو را گشتم ، تا از همه باز ماندم و تو را ماندم .
« فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً » 53 ابو الفتوح : قتاده و مجاهد گفتند يعنى بعد از آنكه همگى در دين يا در خلقت يكى بودند كار دين خود را بپراكندند ، و هر گروه ، دينى غير ديگرى و كتابى غير ديگران اختيار كرد چنان كه يهود بموسى و بتورات مؤمن بودند و عيسى و انجيل را منكر و مسيحيها بتورات و موسى مخالف شدند و عيسى و انجيل را پذيرفتند و هر دو دسته منكر محمّد ( ص ) و قرآن شدند ، و بعضى گفتهاند : يعنى در كار دين ميان خود پراكندگى فراهم كردند به اين جور كه هر دسته - اى نوشته اى براى خود درست كرد و بدرستى مذهب خود به آن استدلال كرد و كلمه « زبر » جمع زبور است بمعنى كتابها ، و قاريهاى « شام » « زبرا » با صداى بالاى باء خواندهاند كه جمع « زبر » بصداى بالاى زاى و سكون باء بمعنى پاره هاى آهن و مقصود اين است كه كار دين خود را و ملَّت خود را مانند پاره هاى آهن ريز ريز كردند .
كشف : يعنى با اينكه موظَّف بودند بر يك دين باشند كار دين خود را به - دسته هاى مختلف بخش كردند و گروههاى پراكنده شدند و هر گروهى غير اسلام پذيرفتند كه مشركان و يهوديان و مسيحيان باشند و احتمال است كه مقصود اختلاف مسيحيها باشد در دين خود كه بسه دسته شدند و بعضى گفتهاند : « زبر » جمع زبور است بمعنى كتاب يعنى هر دسته اى كتابى پذيرفت كه يهودى تورات و مسيحى انجيل ، و بعضى گفتهاند : يعنى كتابهاى دين خود را از هم جدا كردند و يك قسمت آن را پذيرفتند و قسمتى را رها كردند .
« كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » 53 روح البيان : يعنى هر دسته شاد است و معتقد كه آنچه او پذيرفته است حقّ است و درست ، يكى از بزرگان گفت : چگونه شاد مىشود آنكه نداند بسرنوشت چه دارد و شخص عارف از زيرين طبقات زمين تا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦٥