پس از تو ابن يمين چون فسانه خواهد ماند
در آن بكوش كه نيكو بماند افسانه
« وَقَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ » 47 حسينى : يعنى بنى اسرائيل كه ملَّت و قوم موسى و هارون هستند در فرمان ما هستند مانند غلام در برابر آقاى خود ، و در بعضى تفسيرها نقل است كه آنها فرعون را ميپرستيدند و او خود بتپرست يا گوساله پرست بود ، پس معنى جمله اين خواهد بود كه ملَّت بنى اسرائيل ما را خداى خود مى - دانند .
طبرى : چون مردم حيره فرمانبر پادشاهان ايران بودند آنها را بندگان ميگفتند و هر فرمانبر پادشاه را عرب عابد ميگويد ، از اين روى كلمه ى عابدون در اين جمله بمعنى فروتنان و فرمان بران است .
« وَآوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ » طبرى : يعنى مريم و فرزندش را به جائى مرتفع جاى داديم ، و در مقصود آيه اختلاف است كه كجا بوده است : 1 - ابو هريره گفته است اين ريگستان فلسطين را محترم شماريد كه « ربوة ذات قرار » همين است 2 - سعيد بن مسيّب گفته است : مقصود دمشق است ، 3 - سرزمين مصر است كه مكانى مرتفع و هنگام بالا آمدن آب نيل از آب بلند ميماند و غرق نميشود 4 - قتاده گفته است : يعنى بيت المقدس و « قرار » بمعنى ميوه است و مقصود بيت المقدس است كه ميوه فراوان دارد .
كشف : « ربوة » با صداى جلو راء و هم صداى بالا خوانده شده است و بهنگام ولادت عيسى هيرودوس پادشاه بنى اسرائيل بود او خواست عيسى را بكشد خدا ملكى فرستاد كه بيوسف نجّار گفت : مريم و عيسى را بسرزمين مصر ببر او آنها را بر خرى نشاند و سوى مصر رفت و اين است معنى اين جمله « آويناهما » تا آخر ، و دوازده سال آنجا ماندند و مريم بخوشه چينى زندگى ميكرد و فرزند پرورش ميداد .
« يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ » 51 طبرى : مقصود عيساى مسيح است و عرب براى سخن با يك نفر بلفظ جمع ميگويد و عيسى از دستمزد نخريسى مادر