مثنوى در دفتر اوّل بدنبال اظهار جادوها بموسى كه اوّل تو عصا بينداز گفته است :
طفل جان از شير شيطان باز كن
بعد از آنش با ملك انباز كن
تا تو تاريك و ملول و تيره اى
دان كه با ديو لعين همشيره اى
لقمه اى كان نور افزود و كمال
آن بود آورده از كسب حلال
روغنى كآيد چراغ ما كشد
آب خوانش چون چراغى وا كشد
علم و حكمت زايد از لقمه حلال
عشق و رقّت زايد از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بينى و دام
جهل و غفلت زايد آن را دان حرام
هيچ گندم كارى و جو بردهد
ديده اى اسبى كه كره ى خر دهد
لقمه تخم است و برش انديشه ها
لقمه بحر و گوهرش انديشه ها
زايد از لقمه حلال اندر دهان
ميل خدمت عزم سوى آن جهان
زايد از لقمه حلال اى مه حضور
در دل پاك تو و در ديده نور
« وَإِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ » 52 مجمع : با فتح همزه و تشديد نون « انّ » و تخفيف نون خواندهاند و نتيجه ى معنى اين است : چون ملَّت شما يكى است و من خداى شما هستم پس تقوى پيشه كنيد ، و با كسر همزه و تشديد نون قرائت عموم قاريها است و اين طور معنى مىشود : و البتّه ملَّت شما يكى است و من آفريدگار شمايم ، و در نتيجه ى معنى تفاوت نيست و بگفته ى حسن بصرى و ابن - جريج معنى « امّت » دين است يعنى اين دين شما يكى است ، جبّائى گفته است :
يعنى گروه شما همگى يكى است كه مخلوق من هستيد و بايد همگى پرهيزگار باشيد .
كشف نوشته : از روى اشارت ميگويد : دين اسلام دينى يگانه و شما امّتى يگانه و من خداوند شما خداوند يگانه ، بپرهيزيد از خشم من كه دينى ديگر گزينيد ، و خدائى ديگر گيريد ، اين اسلام كه هست جبّار صفت است ، جبّار همّتى بايد تا جمال اسلام بر وى اقبال كند و جبّار همّت آن است كه سر به دنيا و عقبى فرو نياورد ،