زندگى ميكرد .
مجمع : سدّى گفته است : مقصود همه ى پيغمبران است كه مأمور شدهاند تا جز حلال نخورند . و قتاده و حسن بصرى و مجاهد گفتهاند : روى سخن با پيغمبر است به عادت عرب كه براى يك نفر بلفظ جمع ميگويد و البتّه اين جمله وظيفه ى ديگر پيغمبران را هم نشان ميدهد كه همگى موظَّف بودند به خوردن حلال .
فخر : اين جمله خطاب بپيغمبران است با اينكه آنها در يك زمان و يك جا نبودهاند كه به همه گفته شود . براى اين گفته شده است كه مردم بدانند همهء پيغمبران اين وظيفه را داشتهاند پس آنها هم نبايد از آن تخلَّف كنند ، و روايت شده است از امّ عبد اللَّه خواهر شدّاد بن أوس كه تابستانى بود هوا بسيار گرم و پيغمبر به روزه او كاسه اى شير براى افطارش فرستاد پيغمبر آن را برگرداند كه اين را از كجا آورده - اى ؟ او پيغام داد كه از گوسفند خودم دوشيدهام ، باز پس فرستاد كه گوسفند از كجا است ؟ باز فرستاد و عرض كرد كه آن را بسرمايه ى خود خريدهام ، آنگاه قبول فرمود آنگاه وى به خدمت پيغمبر ( ص ) رفت و عرض كرد : چرا برگرداندى ؟ فرمود : پيغمبران موظَّف هستند حلال بخورند و كار شايسته بكنند .
حسينى : در آيهء حلال خوردن أوّل گفته شده است پس كار خوب كردن چون كار خوب نتيجهء حلال خوردن است شيخ الإسلام گفته است لقمه تخم است و عمل صالح بر آن و هر چه تخم پاكتر برش بهتر خواهد بود ، و در مناهج آورده كه هر غذائى كه شرع آن را حلال داشته است حكم عدالت و استقامت كه ميزان شرع است در آن منظور شده است ، پس از خوردن غذاى مشروع اثر عدالت در روان و پاره هاى تن نمودار مىشود ، و آن لقمه كه در شرع حرام است يا پوشيده و مشتبه كه حلال و حرامش معيّن نيست انحراف و مخالفت شرع در آن منظور شده است ، و خوردن آن موجب انحراف روان آدمى است و پيدايش نافرمانى و اخلاق رذيله ، و در حديث است « انّ اللَّه طيّب و لا يقبل الَّا طيّبا » و صاحب روضة الانوار فرموده است :
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦٢