شده است كه هفت طبقه باشد .
« وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ » 20 أبو الفتوح : يعنى آفريديم درختى كه از كوه طور سينا در ميآيد و بعضى « سينا » با كسر سين و بعضى با فتح و صداى بالاى سين خواندهاند و در معنى آن اختلاف است : 1 - مجاهد گفته است به - معنى فرخنده است ، 2 - قتاده گفته است : يعنى كوه خوب ، 3 - معمر گفته است :
كوهى كه درخت بسيار دارد ، 4 - بعضى گفتهاند : مشتقّ از سنا است بمعنى ارتفاع 5 - ابن زيد گفته است : يعنى كوه ميان مصر و ابله كه موسى بر آن مناجات كرده .
و مقاتل گفت : نام طور سينا به اين مناسبت بميان آمده است كه آغاز پيدايش زيتون از اين كوه بوده است . و گفتهاند : از پس طوفان نوح نخستين درختى كه بر زمين سبز شده درخت زيتون بوده است .
مجمع : كلمه ى سينا اسم جاى كوه طور است بلغت نبطى يا حبشى .
« تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ » 20 مجمع : « تنبت » بصداى جلو و ضمّ تاء و كسر باء از وزن افعل قرائت شده و هم با فتح تاء و ضمّ باء از وزن فعل ثلاثى مجرّد خواندهاند ، و بقرائت اوّل باء زائد است ، و بقرائت دوّم حرف وسيله ى متعدّى شدن فعل است و وجوه ديگر نيز محتمل است كه در نتيجه ى معنى تفاوت نيست ، و از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت است كه فرمود : زيتون درختى است فرخنده روغن آن را خورش نان كنيد و براى روغن مالى از آن استفاده كنيد .
فخر : اين جمله معنى حالت را ميفهماند و با جمله ى جلو اين طور معنى مىشود : آفريديم درختى را كه از كوه طور سينا بيرون ميآيد و با خود روغن دارد چون ميرويد و يا ميروياند زيتون را كه در آن روغن است .
« وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا » 27 فخر : يعنى بنگهدارى ما كه مأمورين ما با چشمان خود حافظ تو هستند كه كشتى بسازى .
« وَفارَ التَّنُّورُ » 27 فخر : در مقصود از تنّور اختلاف است : 1 - تنور مشهور كه جاى نان پختن است كه بنوح گفتند : چون از تنور نان آب جوشيد بكشتى برو
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٢