است و امانت مردم كه معاملات و قرار دادهاى عاريه و سپرده و شهادت است ، و عهد ، اوامر خدا است و نذر آدمى و پيمانها و عقود مرسوم ميان مردم كه انجام و وفاى ؟ ؟ ؟ اينها واجب است .
« عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ » فخر : تكرار صلاة براى اين است كه خشوع غير از محافظت است در آيت اوّل حال نمازگزار معيّن شده است كه شخص در نماز با خشوع باشد و در اين آيه وضع نماز يادآورى شده كه نگهبانى آن باشد و با تمام مقدّمات و اجزاء و شرائط انجام شود .
« يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ » 11 مجمع : فردوس يكى از نامهاى بهشت است ، و نام باغهاى بهشت و نيز بهشت مخصوص گفتهاند و اين كلمه را رومى معرّب و هم عربى دانستهاند چون نام بستان مو انگور است ، جبّائى جمله را چنين معنى كرده است : چنان كه ميراث بىرنج كار و كاسبى بوارث ميرسد بهشت و خوشيهاى آن بى - رنج كسب و كار بمؤمنين ميرسد .
« فَكَسَوْنَا الْعِظامَ » مجمع : العظم به صورت مفرد نيز قرائت شده است . « 1 »
« فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » 14 مجمع : يعنى خداوند بلند مرتبه است و خيرش هميشگى و مستحقّ تعظيم كه از ازل تا ابد ثابت و بىزوال و تفاوتى در خلقت او نيست كه هر چه مصلحت است ميآفريند و اصل خلق بمعنى اندازه گيرى و بريدن است مثل « خلقت الاديم » يعنى چرم را اندازه گرفتم تا چيزى از آن جدا
هامش
( 1 ) استاد ما مرحوم شعرانى فرموده : مقصود از ذكر اين مراتب كه در آيه رفته است نعمتى است كه خداوند به انسان داده از مرتبهء خاكى او را ترقّى داده تا بمرتبهء فرشتگان رسانيده ، و اينكه فرمود گوشت بر استخوان پوشانيديم مقصود ترتيب ذكرى است نه تأخير زمانى زيرا جنين اوّل استخوانى بىپوشش نيست تا بعد از آن گوشت بر آن پوشند ، بلكه اوّل گوشت هست و استخوان در باطن گوشت محكم مىشود ، و اينكه عوام هر تقديم و تأخير را نسبت به زمان ميدهند صحيح نيست چنان كه شاعر گفت :انّ من ساد ثمّ ساد ابوه
ثمّ قد ساد قبل ذلك جدّه( مصحّح ) .