كنم و حذيفه گفت : اين آيه ميفهماند كه شما چيزى درست ميكنيد و خدا هم ميسازد ولى او بهترين صانع است و درست كننده ، و در روايت است كه عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح براى پيغمبر ( ص ) چيز مينوشت و اين آيه را او مشغول نوشتن بود چون نوشت « خلقا آخر » در دلش گذشت « فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » و چون اين جمله را پيغمبر فرمود او با خود انديشيد كه چه جدائى ميان من و محمّد كه بهر دو - مان وحى مىشود و فرار كرد بمكّه و مرتدّ شد . و اگر اين نقل درست باشد مهمّ نيست كه براى هر كس ممكن است يكى دو جمله مانند جمله هاى قرآن بگويد ولى او چون در دل كافر و دشمن پيغمبر بود نتوانست درست بسنجد و كافر شد .
حسينى : با اينكه عرش و كرسىّ و ملائكه و زمين و آسمان آفريده شده است در دنبال يادآورى آفرينش هيچيك آنها چنين جمله اى گفته نشده است كه از پس نقل خلقت انسان گفته شده است و اين خود نشانه ى برترى و بزرگوارى انسان است و آن كه آفريننده ى آدمى احسن الخالقين است . نظم :
بر ورق روى تو لطف خدا
آيت حسن است كه تحرير كرد
و در مثنوى معنوى است :
اى رخ چون زهره ات شمس الضّحى
اى گداى رنگ تو گلگون بها
تاج « كرّمنا » است بر فرق سرت
طوق « فضّلنا » است آويز برت
هيچ « كرّمنا » شنيد اين آسمان
كه شنيد اين آدمىّ پرغمان
احسن التّقويم در « التّين » بخوان
كه كدامين گوهر است از بهر جان
گر بگويم قيمت آن ممتنع
من بسوزم هم بسوزد مستمع
يكى از اهل وجدان گفته است : چون تحوّلات آدمى و ترقّى او گفته شد و او خود زبان سپاس اين را نداشت از جانب انسان اين جمله گفته شد كه « فَتَبارَكَ اللَّه » .
« خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ » 17 طبرى : چون عرب آنچه در بالاى ديگر باشد طريقه مينامد و آسمانها هفت طبقه روى يكديگر است از اينروى سبع طرائق گفته