2 - مقصود سطح زمين است ، 3 - بالاتر جاى زمين ، 4 - از علىّ ( ع ) نقل است كه مقصود طلوع آفتاب است ، 5 - كنايه است مثل اينكه ميگويند تنور معركه گرم شد 6 - حسن بصرى گفته است : يعنى جاى گود كشتى كه آب جمع مىشود .
« فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ » 28 كشف : در قرآن استوا بپنج معنى استعمال شده است : 1 - بمعنى برابرى مثل « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا - يَعْلَمُونَ » 2 - اعتدال و اندازه ى خود مثل « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه وَاسْتَوى » يعنى چون موسى برشد خود رسيد و به اندازه ى مقتضى ، 3 - توقّف و آرام گرفتن و بجاى ماندن مثل « وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ » يعنى كشتى نوح براى مدّتى بر كوه جودى ايستاد و آرام گرفت ، 4 - بمعنى آهنگ چيزى كردن مثل « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ » يعنى خداوند آهنگ ساختن آسمان كرد ، 5 - بمعنى استقرار و آرامش مثل « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » و « فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ » يعنى چون تو و همراهانت بكشتى آرام گرفتيد و جايگزين شديد .
« أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً » 29 كشف : « منزل » با فتح و صداى بالاى ميم و كسر و صداى زير زاى خواندهاند بمعنى جايگاه كه مقصود اين باشد : مرا به جائى فرخنده منزل بده يا پس از سوارى بكشتى كه آنجا آسوده باشد يا پس از بيرون - شدن از كشتى كه زمينى خوش باشد ، و بعضى با ضمّ و صداى جلو ميم و فتح زاى خواندهاند كه اسم مكان يا مصدر ميمى از مصدر انزال باشد و در نتيجه ى معنى تفاوتى نيست .
« وَإِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ » 30 أبو الفتوح : « ان » مخفّفه است بمعنى « انّ » و البتّه و ضمير شأن از جمله ساقط شده است ، و معنى اين است : البتّه آنها را آزمايش كرديم ، و كوفيان گفتند : معنى اين است كه « ما كنّا الَّا مبتلين » يعنى جز آزمايش ما چيز ديگرى نبود .
سخن و استفاده ى ما : 1 - از آغاز سوره تا آيت 11 « الَّذِينَ يَرِثُونَ » همگى فروع دين و قسمت عملى اسلام نشان داده شده است ، و مؤمن يعنى آنكه بدل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٣