تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
و پاره هاى تن مسلمان است به اين كارها معرّفى شده است و اگر يادى از روزه و حجّ و جهاد و ديگر واجبات نشده است با جمله ى « لأَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ » بطوريكه سر بسته گفته شده است كه مؤمن پيمان خود را وارسى مىكند و از نظر دور نميدارد و اوّل پيمان مسلمان قبول اسلام است كه مجموعه ى افكار و اعمال اين دين باشد پس پيمان دارى و رعايت عهد يعنى مواظبت و انجام تمام وظائف ، نفسانى و اجتماعى و همچنين امانتدارى موجب انجام بسيارى از وظائف انسانى است كه آدمى بواسطه ى خردى كه دارد در مييابد كه آنچه در اختيار دارد سپرده اى است به او كه بايد بدرستى آنها را وارسى كند و هر يك را بجاى خود بدارد اگرچه پاره هاى بدنش باشد كه نبايد با آنها بيباك باشد و با بىاعتنائى بنگرد و رعايت بهداشت نكند و سلامتى بدن و پاره هاى بدن را نگاه ندارد و يا بيش از اندازه كار بفرمايد مثل بار سنگين برداشتن و پرخوردن و بيش از طاقت كار كردن و چيز خواندن و نگريستن اگرچه عبادت باشد چنان كه در قرآن است « وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » يعنى خود را بدست خود بنابودى نيندازيد . و « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » يعنى در دين اسلام وظيفه ى دشوار بر شما نيست و « إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا » يعنى همانا آدميرا در برابر گوش و چشم و دلش بازخواست ميكنند ، و همچنين اموال و سرمايه و ديگر روابط آدمى با خارج از خودش سپرده هائى است به او كه در گرو آنها است هم به حكم انگيزه ى وجدانى و هم به حكم آداب اجتماع و قانون زندگى كه نگهدارى و وارسى اموال در حيوان و حشرات نيز مشاهده مىشود و تخلَّف از آن را سفاهت و جنون ميشمارند ؟ و براى آنكه سفيه و بيباك در حفظ مال است بموجب قانون و حكم دين محكوم است كه تصرّف در آنها نكند و نيز از آنكه بحقوق مردم ديگر توجّه نكند و آن را انجام ندهد او را وادار بانجام وظيفه مىكند پس آدم مؤمن آن كس است كه پاى بند همه چيز باشد و آنچه را كه در اختيار دارد امانتى بداند كه مدّت نگهدارى آن دوران زندگى او است كه خود نميداند كى بسر ميرسد و بايد همه ى آنها را رها كند و يا بزندگان واگذارد ، و برود ، و البتّه اين چنين