را ببريد ، و مفسّرين گفتهاند : هنگام سر بريدن اين جمله ها را بگويند « بسم اللَّه و اللَّه اكبر اللَّهمّ منك و اليك » و معنى صوافّ 1 - ايستاده بصفّ چهار دست و پا ، 2 - صوافن خواندهاند يعنى بر سه دست و پا ايستاده و يكى بسته ، 3 - صوافى خواندهاند يعنى خوالص لوجه اللَّه و مقصود اين است كه هنگام سر بريدن حيوان نام خدا را با اخلاص و بىريا بر زبان آرند .
« الْقانِعَ وَالْمُعْتَرَّ » طبرى : در معنى اين دو كلمه اختلاف است و مقصود فقيرى است كه چيزى ميخواهد و آنكه اظهار نميكند و بانتظار است كه به او بدهند .
« لَنْ يَنالَ » مجمع : « تنال » با تاء به صورت غايب مؤنّث نيز خواندهاند و همچنين در جمله ى بعد « و لكن تناله » .
[ « فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها » 36 أبو الفتوح : چون بر پهلوفتد ، و وجوب بمعنى سقوط است و وقوع و فعل را اضافه كرد با جنوب اضافهء حقيقى يعنى نسبت فعل بفاعل حقيقى داد نه مجازى چنان كه گويند بدست خود كردى و به زبان گفتى ] .
« إِنَّ اللَّه يُدافِعُ » 38 مجمع : « يدفع » بدون الف نيز قرائت شده است [ و هر دو بيك معنى است چنان كه گويند « عافاك اللَّه » و در اينجا دفاع از يكجانب است ، يعنى جانب حقّ و باب مفاعله در اينجا همان معنى مجرّد را دارا است ] .
« لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ » 38 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى دوست ندارد آنها را كه خيانت كردند و شريك براى خدا پنداشتند ، زجّاج گفته است :
يعنى آنها كه خيانتكار هستند و در هنگام سر بريدن حيوان نام غير خدا مىبرند .
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ » 39 ابو الفتوح : « اذن » با فتح و ضمّ همزه خوانده شده است معلوم و مجهول و « يقاتلون » با فتح و كسر تاء خوانده شده است بر فعل مجهول و در نتيجه ى معنى تفاوتى نيست و در كلام حذفى شده است يعنى مسلمين اجازه دارند بجنگند با آنها كه ميجنگند و از وطنشان بيرونشان ميكنند ، و اين اوّل آيه بود كه در مدينه براى اجازه ى جنگ با كفّار نازل شد ، و بعضى از مفسّرين گفتهاند اين آيه براى چند نفر مسلمان نازل شد كه بعد از هجرت پيغمبر ( ص ) به -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٣٠