تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مناسك خوانند ] . « وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ » حسينى نوشته : سلمى رحمه اللَّه فرموده كه مژده ده مشتاقان را بسعادت لقاء كه هيچ مژده از اين فرح افزاتر نيست . أبو الفتوح : مخبتين متواضعان باشند . « وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » 35 روح البيان : و جل ، دل را بترس داشتن است . يعنى چون پرتو جلال حقّ بر دلهاشان تابيده است و روشنائى بزرگى آله از دل - شان نمودار شده است . و و جل در هنگام ذكر حقّ به آن اندازه است كه حقّ در دل شخص تجلَّى كند .
هر كه را نور تجلَّى شد فزون خشيت و خوفش بود از حدّ برون
« وَالصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ » روح البيان : در تأويلات نجميّه است : يعنى آنها كه در زير انجام حكم خداوندى و سرنوشت او خاموشند و آن را بد نميدانند و نه آرزوى آسايش از آن دارند و نه چشم بگشايش دارند بلكه از دل و جان تسليم بتقدير هستند ، چنان كه حافظ گفته است :
اگر بلطف بخوانى مزيد الطاف است و گر بقهر برانى درون ما صاف است
به درد و صاف تو را حكم نيست دم در كش كه هر چه ساقى ما كرد عين الطاف است
عاشقان را گرد در آتش مينشاند قهر دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمه ى كوثر كنم
آشنايان ره عشق اگر خون بخورند ناكسم گر بشكايت سوى بيگانه روم
حافظ از جور تو حاشا كه بنالد روزى كه از آن روز كه در بند توام دلشادم
« فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّه عَلَيْها صَوافَّ » 36 فخر : يعنى بر كشتن آنها نام خدا