تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
« وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » 30 فخر : « زور » از مصدر « ازورار » بمعنى انحرافست ، و مفسّرين اين جمله را چهار جور معنى كرده‌اند : 1 - بپرهيزيد از سخن اعراب كه تهمت ميزدند و ميگفتند : فلان چيز حرام است و آن ديگرى حلال و اين گونه احكام مجعول 2 - شهادت دروغ و از پيغمبر روايت است كه آن حضرت روزى نماز صبح خواند و زان پس به پا ايستاد رو بمردم و فرمود : شهادت دروغ برابر است با بتپرستى و شريك براى خدا قرار دادن و اين آيه را قرائت فرمود : « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ، 3 - دروغ گفتن و به كسى دروغ بستن و گمان بد بردن 4 - سخن مردم جاهليّت كه بجاى تلبيه كه از آداب حجّ است ميگفتند : « لبّيك لا شريك لك الَّا شريك هو لك تملكه و ما ملك » و در اين آيه شرك و قول زور را با هم منع كرده است چونكه شرك هم يك جور قول زور شمرده مىشود و مشرك بتپرستى را حقّ ميداند و اين برترين گفتار زور است ، و شرك و بتپرستى در آيه « رجس » معرّفى شده است نه براى اينكه پليدى و نجس است بلكه براى اين است كه دورى از بتپرستى لازمتر و مهمتر است از لزوم دورى از پليدى و نجس و گرفتارى ببتپرستى از هر آلودگى به نجاست بدتر است . و اصمّ گفته است : توصيف بت بپليدى بمناسبت آن است كه در قربانى بت را به خون قربانى آلوده ميكردند از اين جهت گفته شده است : از پليدى كه بت است پرهيز كنيد ، و بعضى گفته‌اند از جهت پستى و ناچيزى بتپرستى گفته شده است : از پليدى كه بت است بپرهيزيد . « فَتَخْطَفُه الطَّيْرُ » تا آخر مجمع : با فتح خاء و تشديد طاء و هم با سكون و تخفيف طاء قرائت شده است . [ أبو الفتوح : تشبيه كرد حال كافران را بآنكس كه او از آسمان بيفتد يا او را مرغى در ربايد يا به حال كسى كه باد او را در گودالى اندازد كه بسيار گود باشد و دور و در آنكه او مالك نبود خود را و نتواند نفعى به خود رساند يا دفع مضرّتى كند همچنين كافر بقيامت اسير باشد و درمانده و بىپناه و بىهيچ قدرت ] . « وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّه » طبرى : مقصود اطاعت از دستورهاى گذشته