گفت : يعنى آنها كه ميآيند بمكّه و طواف ميكنند و ميروند ، و آنها كه مردم مكّه هستند و به آن جا اقامت دارند و آنها كه به آن جا نماز و ركوع و سجود دارند ، و بعضى گفتهاند :
مقصود از قائمين نمازگزاران هستند كه در نماز بايد ركوع و سجود باشد .
حسينى نوشته : به زبان اهل اشارت ميفرمايد : دل خود را كه دار الملك كبرياى من است از همه چيز پاك كن و غيرى را به دو راه مده كه او پيمانه ى شراب محبّت ما است . وحى آمد بداود كه براى من خانه اى پاك ساز كه نظر عظمت من به وى فرود آيد ، گفت : كدام خانه است كه عظمت و جلال تو را شايد ؟ فرمود : كه دل بنده ى من است ، داود فرمود كه او را چگونه پاك گردانم ؟ گفت : آتش عشق در دل زن تا هر چه غير ما است بسوزاند ، بيت :
خوش آن آتش كه در دل بر فروزد
بجز حقّ هر چه پيش آيد بسوزد
روح البيان : شيخ مغربى گفته است :
گل توحيد نرويد ز زمينى كه در او
خار شرك و حسد و كبر و ريا و كينست
مسكن دوست ز جان ميطلبيدم گفتا
مسكن دوست اگر هست دل مسكينست
« وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ » 27 مجمع : عموم مفسّرين و عليّ ( ع ) و ابن عبّاس گفتهاند : روى سخن با ابراهيم است كه به او فرمان شده است مردم را دعوت بحجّ كند « 1 » ، حسن بصرى و جبّائى گفتهاند اين سخن با پيغمبر است كه مردم را وا دارد بحجّ و آن حضرت در حجّة الوداع وجوب حجّ را بمردم اعلام فرمود .
كشف نوشته : حجّ دو حرف است : حاء و جيم ، حاء اشارت است به حلم
هامش
( 1 ) اين قول از قول بعد بسياق آيه اقرب است ، خداوند متعال پس از آنكه ابراهيم ( ع ) با پسرش اسماعيل ديوار خانه را بالا برد مأمورش كرد كه مردم را به زيارت آن خانه دعوت كند در خبر است ابراهيم گفت خداوندا مگر ندا و آواز من تا كجا رسد ؟ حق تعالى فرمود « عليك النّداء و علىّ البلاغ » بر تو خواندن است و بر من رساندن آواز تو . ابراهيم بر مقام بايستاد و يا بر كوه ابو قبيس رفت و آواز داد و خداوند آوازش را به نسلها رسانيد و گوئى « لبّيك لبّيك » حاجيان جواب نداى ابراهيم عليه السّلام است . ( مصحّح )