تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
از آدمى 46 پس چرا مردم بشهرها و سرزمينها گردش نميكنند تا دلهاشان هوشيار شود و بفهمند و يا گوشهاشان باز شود و سخن حقّ بشنوند چه آنها چشمشان كور نيست ولى ديده ى دل كور است [ و شايد با پند و عبرت بينا شوند و شنوا ] 47 اى محمّد اين كافران از تو ميخواهند كه عذاب و گرفتارى تكذيبشان زود برسد [ بدانند ] خداوند وعده ى خود هرگز خلاف نكند [ و مشيّتش تغيير نكند و او از گفته ى خود در نگذرد [ ولى ] بپيشگاه سرمدى خداوند هر روز برابر است با هزار روزى كه شما ميشماريد [ و حساب سال و ماه نگاه ميداريد پس عذاب دير نميشود ] 48 كه بسيار آبادانيها با اينكه مردمش ستمكار بودند بجاى گذاشتيم و مهلت داديم و از آن پس گرفتارشان كرديم چون سر انجام همه بسوى ما است [ و از قدرت ما بيرون نتوان شد ] 49 تو به آنها بگو اى مردم [ من بگرفتارى شما و دير و زود آن كار ندارم ] فقطَّ من به - آشكار شما را [ از آينده تان ] ميترسانم [ تا بفكر كار خود باشيد و متوجّه باشيد ] 50 آن كسان كه مؤمن و نيكوكار شدند براىشان آمرزش است و روزى خوب و با ارزش 51 و آنها كه كوشش دارند آيات و نشانه هاى توحيد را نابود كنند و مردم را بيچاره نمايند ياران و همنشينان آتشند . جهت نزول : آيهء 52 « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ » طبرى : محمّد بن كعب قرظىّ و محمّد بن قيس نقل كرده‌اند : روزى پيغمبر ( ص ) در يكى از انجمنهاى قريش بمكّه نشسته بود و در دل آرزو كرد كه چيزى بر خلاف ميل اعراب بر آن حضرت نازل نشود و چيزى نباشد كه آنها را بد آيد . در آنجا سوره ى و النّجم نازل شد و قرائت فرمود تا به اين آيه رسيد « أفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى » در اين ميان شيطان اين دو جمله را به زبان پيغمبر داد « تلك الغرانقة العلى و انّ شفاعتهنّ لترتجى » و دنباله ى اينها بقيّه ى سوره را خواند و بآيت سجده رسيد و سجده كرد و قريش از اين سخن و كار پيغمبر خوشدل شدند و جملگى با پيغمبر سجده كردند و وليد بن مغيره كه پير بود و توان سجده نداشت خاكى برداشت و بر پيشانى نهاد و گفتند ما هم ميدانيم كه مرگ و زندگى با خداوند است ولى اين بتها در پيشگاه خدا شفاعت