حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّه هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ( 78 )
معنى لغات : « العاكف » كسى كه به جائى اقامت گزيده و ماندگار شده است « الباد » آنكه در جائى وارد شود و آنجا را ترك كند ، « تفثهم » يعنى چرك خودشان « قول الزّور » سخن دروغ و تهمت ، « البدن » جمع بدين و بدنه بمعنى شتر گنده ى چاق و پرگوشت ، « صوافّ » جمع صافّ بمعنى در صف شونده و شترى كه چهار دست و پاى خود را بيك صف گذارده است . « بيع » جمع بيعه معبد مسيحيان .
ترجمه :
25 و آن مردم كه كافر شدهاند و جلوگير راه خدا هستند و هم از ورود به مسجد الحرام كه ما آن را براى همه ى مردم يكسان معيّن كرديم چه مردم شهرنشين آنجا يا بيابانى و بيگانه ، و نيز آنكه با انحراف باشد و ببدى آهنگ آنجا كند ، ما به اين گونه مردم عذابى دردناك ميچشانيم
26 چه كه بروزگارى اين خانه را براى ابراهيم معيّن كرديم [ و به او گفتم ] كه شريك و انبازى براى من مگير ، و اين خانه ى مرا پاك بدار براى آنها كه طواف ميكنند [ و ميروند ] و هم آنها كه به آن جا ماندگارند و نمازگزاران به سجده و ركوعند
27 [ و هم بابراهيم گفتيم ] مردم را آواز كن كه آهنگ اين خانه كنند و بحجّ نزد تو آيند پياده و سواره بر شتر لاغر ميان از راه دور
28 تا سود و منافع خود به چشم ببينند و چند روزى معيّن ياد خدا كنند بشكرانه ى اينكه از چهار پايان زبان بسته روزىشان كرده است پس شما مردم هم از آن حيوانات بخوريد و بمردم بيچاره و نادار بدهيد
29 از آن پس بايد چرك و پليدى خود پاك كنند [ و از احرام بدر آيند ] و به نذر خود وفا كنند و وظايف خود را انجام دهند و هم به اين خانه ى ديرينه كه از هر گزندى آزاد است طواف كنند ،
30 اين است وظايف شما و هر كه آنها را كه حرمات خدا است بزرگ دارد و محترم شمارد پس اين بهترين چيز است براى او در نزد خداوند و [ اكنون بدانيد ] روا شده است بر شما استفاده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٠٩